هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا بیانگر تأثیر عمیق عشق و جمال معشوق بر جان و دل عاشق است. در این شعر، عاشق از دیدن روی معشوق چنان متحول می‌شود که همه چیز در نظرش دگرگون می‌شود و حتی خود را فراموش می‌کند. معشوق به عنوان مرکز عالم توصیف می‌شود و عاشق در جستجوی او به گردش درمی‌آید.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۷۳ - جانم از پرتو روی چنان میگردد

جانم از پرتو روی چنان میگردد
که دل از آتش او آب روان‌میگردد ۱

هرچه پیداست نهان میشود از دیده جان
چون بر آندیده جمال تو عیان میگردد ۲

هر که از تو اثر نام و نشان می یابد
از خود او بی اثر و نام و نشان میگردد ۳

چون ز جان، جان جهان جمله نهان گشت بکل
آنچه جان طالب آنست، همان میگردد ۴

دل چو کَونی است که اندر خم چوگان ویست
روز و شب بیسر و بی پای از آن میگردد ۵

حسن مجموع جهان در نظرم می آید
چونکه بر روی تو چشم نگران میگردد ۶

چو بتم گه بلطافت نظری می فکند
ز لطافت تن من جمله چو جان میگردد ۷

گرچه پیداست رخ دوست چو خورشید ولی
هم ز پیدائی خود باز نهان میگردد ۸

آنکه او منعقد جان و دل مغربی است
مغربی در طلبش گرد جهان میگردد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۲ - شاه بتان ماه رخان عرب رسید
گوهر بعدی:شماره ۷۴ - مرا بفقر و فنا افتخار میباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.