هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به مفاهیمی مانند توحید، فقر و غنای معنوی، وحدت وجود و تجلیات الهی میپردازد. شاعر از زبان نمادین و استعاری برای بیان مفاهیم عمیق عرفانی استفاده کرده است، مانند تبدیل شدن یک فرد همزمان به خانه خود و خانه خدا، یا توصیف یک گوهر پاک که به آسمان و زمین تبدیل میشود. همچنین، به موضوعاتی مانند بیچونی و بیچرایی عشق حقیقی و تجلیات الهی در جهان اشاره میکند.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از زبان نمادین و استعاری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۸ - سلطان، سرِ تخت شهی کرد تنزّل
سلطان، سرِ تخت شهی کرد تنزّل
با آنکه جز او هیچ شهی نیست گدا شد ۱
آنکس که زفقر و ز غنا هست منزّه
در کسوت فقر از پی اظهار غنا شد ۲
هرگز که شنیدست از ازین طرفه که یک کس
هم خانه خویش آمد و هم خانه خدا شد ۳
آن گوهر پاکیزه و آن درّ یگانه
۰ون جوش برآورد زمین گشت و سما شد ۴
در کسوت چونی و چرایی نتوان گفت
کاندلبر بیچون و چرا چون و چرا شد؟! ۵
بنمود رخ ابروی وی از ابروی خوبان
تا بر صفت ماه نو انگشت نما شد ۶
در گلشن عالم چو شهی سرو چو لاله
هم سرخ کلاه آمد و هم سبز قبا شد ۷
آن مهر سپهر ازلی کرده تجلی
تا مغربی و مشرقی و شمس و ضیا شد ۸
با آنکه جز او هیچ شهی نیست گدا شد ۱
آنکس که زفقر و ز غنا هست منزّه
در کسوت فقر از پی اظهار غنا شد ۲
هرگز که شنیدست از ازین طرفه که یک کس
هم خانه خویش آمد و هم خانه خدا شد ۳
آن گوهر پاکیزه و آن درّ یگانه
۰ون جوش برآورد زمین گشت و سما شد ۴
در کسوت چونی و چرایی نتوان گفت
کاندلبر بیچون و چرا چون و چرا شد؟! ۵
بنمود رخ ابروی وی از ابروی خوبان
تا بر صفت ماه نو انگشت نما شد ۶
در گلشن عالم چو شهی سرو چو لاله
هم سرخ کلاه آمد و هم سبز قبا شد ۷
آن مهر سپهر ازلی کرده تجلی
تا مغربی و مشرقی و شمس و ضیا شد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷ - می حدیثی از لب ساقی روایت می کند
گوهر بعدی:شماره ۸۹ - بی پرتو رخسار تو پیدا نتوان شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.