هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، به زیبایی و لطافت معشوق و تأثیر عمیق او بر شاعر میپردازد. شاعر معشوق را به باغ بهشت و فصل بهار تشبیه میکند و از عشق و دلباختگی خود سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند دوری از وطن و جستجوی معنا دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۶۷ - تو نگاره به لطافت همگی جان و دلی
تو نگاره به لطافت همگی جان و دلی
گرچه ساکن شده در مملکت آب و گلی
تو مگر باغ بهشتی که چنین مطبوعی
تو مگر فصل بهاری که چنین معتدلی
یارب این گل زچه باغ است که رویش چو بدید گل
سوری رخ او زرد شده چون خجلی
چون نگار چکل خوب به خوبی تو نیست
نتوان گفت به خوبی چو نگار چکلی
به دل آن را طلبد دل که نباشد بدلش
جان بجوید دلت چونکه تو جانرا بدلی
کسل ایدوست مکن از سر کویت مارا
من چه کردم که من دلشده را در کسلی
ای دل از مسکن خود از چه به غربت رفتی
لیک باید وطن خویش ز خاطر مهلی
تو زمانی مگسل هیچ ز ما در دو جهان
سر پیوند که داری که ز ما در کسلی
مغربی دیده به دیدار تو دارد روشن
گرچه باور نکند فلسفی و معتزلی
گرچه ساکن شده در مملکت آب و گلی
تو مگر باغ بهشتی که چنین مطبوعی
تو مگر فصل بهاری که چنین معتدلی
یارب این گل زچه باغ است که رویش چو بدید گل
سوری رخ او زرد شده چون خجلی
چون نگار چکل خوب به خوبی تو نیست
نتوان گفت به خوبی چو نگار چکلی
به دل آن را طلبد دل که نباشد بدلش
جان بجوید دلت چونکه تو جانرا بدلی
کسل ایدوست مکن از سر کویت مارا
من چه کردم که من دلشده را در کسلی
ای دل از مسکن خود از چه به غربت رفتی
لیک باید وطن خویش ز خاطر مهلی
تو زمانی مگسل هیچ ز ما در دو جهان
سر پیوند که داری که ز ما در کسلی
مغربی دیده به دیدار تو دارد روشن
گرچه باور نکند فلسفی و معتزلی
۱۰۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۶ - دارد نشان یارم هر دلبری و یاری
گوهر بعدی:شماره ۱۶۸ - جنون فوق عایات الجنونی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.