هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دل‌بستگی به معشوق سخن می‌گوید. او از زیبایی‌های معشوق مانند چشمان، زلف و لب‌هایش یاد می‌کند و از غم و رنج عشق می‌نالد. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیم عرفانی مانند سجده و اعجاز نیز در شعر دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژه‌ها و عبارات نیاز به دانش ادبی و تجربه‌ی زندگی بیشتری برای درک کامل دارند.

شماره ۲۱ - هر شکاری شود از جنگل شهباز گرفت

هر شکاری شود از جنگل شهباز گرفت
جز دو چشمت که دل از وی نتوان باز گرفت ۱

زشبیخون سر زلف بهم نازده چشم
سر راهم سپه غمزه غماز گرفت ۲

مشکن ایدوست دلم را که دگر ناید باز
مرغ وحشی جو ز دامی ره پرواز گرفت ۳

چشم الفت دگر ایهوش مدار از سر من
خوابگاهی که تو دیدی حشم ناز گرفت ۴

لب لعلت زخط سبز جهان کرد سیاه
ماتم غمزدگان نیک باعزاز گرفت ۵

جادوانت همه گر سجده برد پیش سزاست
که فسون نگهت پایه اعجاز گرفت ۶

دل غم عشق بصد پرده نهان داشت زخلق
زلف او باز شد و پرده زهر راز گرفت ۷

واعظ ار غیب نظر بازی ما کرد چه باک
نیّرا گوش نباید بهر آواز گرفت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰ - زینهار ایدل از آن غمزه که شمشیر بدست است
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - لوحش الله صنما اینچه دهانست و لبست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.