هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. در آن از توصیف زیبایی‌های معشوق، درد فراق، جفاهای او و التماس برای توجه و مهربانی سخن گفته شده است. شاعر از غمزه‌های معشوق، تیرهای نگاه او و تأثیرات عاطفی آن بر دل خود می‌گوید و گاهی از زبان شکایت و گاهی از زبان ستایش استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات شدید است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و ادبی برای درک داشته باشند.

شماره ۱۳۷ - زکمان ابروی دلنشین چو خدنک غمزه رها کنی

زکمان ابروی دلنشین چو خدنک غمزه رها کنی
سز دار بتیربهای او دو هزار خون خطا کنی

تو زهر طرف که کشی کمان کنمت سپر تن ناتوان
که مباد بر دل دیگران رهی از مراوده وا کنی

کشم آنچه ناز توانمت گاه پیش غیر نخوانمت
که ستیزه جوئی و دانمت که بهانه بهر جفا کنی

بدلم شرر زدی از ستم زدم ز غیرت مشق دم
بکن آنچه دانیم ای صنم که ز ماست هر چه بما کنی

بخدنگ غمزۀ جانستان چو ز پا فکندیم ایجوان
چه شود دمی بوداع جان نگهی اگر بقفا کنی

ز بلای چشم تو کشوری همه شب ستاده بداوری
تو دگر ندانمت ای پری که بکار خلق چها کنی

نه بنزد خویش خوانیم نه ز کوی خویش برانیم
نه ببندی و نه رهائیم نه کشی مرا نه دوا کنی

رطب است خارجفای تو شکر است زهر بلای تو
چو توئی چو نیست بجای تو صنما بکن که بجا کنی

چه جفا که نیّر ناتوان نکشد ز دست تو دلستان
بفدای چشم تو ایجوان که کشی مرا و رها کنی
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۶ - چمنی دیدم و کردم قدمی چند خرامی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸ - نکرد از لابه ای بیمهر اگر خوی تو تغییری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.