این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از دلی خوشحال میگوید که نشانهای از معشوق دارد و سری که به آستان معشوق میرسد. او از کشته شدن توسط معشوق شکایت نمیکند، زیرا این کشتن نیز بهانهای از جانب معشوق است. شاعر درد و داغ معشوق را با آغوش باز میپذیرد و نشانههای او را بر سر خود میگذارد. در نهایت، او از معشوق میخواهد که روحش را با اشعارش تازه کند، زیرا سخنش نظمی عاشقانه دارد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'به کشتنم ز چه رو دم به دم بهانه کند' ممکن است برای کودکان و نوجوانان نامناسب باشد.
شماره ۲۰ - خوشا دلی که به مهر وی و نشانه ی اوست
خوشا سری که سرانجامش آستانه ی اوست ۱
به کشتنم ز چه رو دم به دم بهانه کند
چو کشتنم به حقیقت در آن بهانه ی اوست ۲
تو را چه زانکه دل از درد و داغ او پرشد
چو درد و داغ هم از او و خانه خانه ی اوست ۳
چو لاله داغ وی از دل برون نخواهم کرد
که سر ز خاک چو بر دارم آن نشانه ی اوست ۴
مشام روح باشعار شاهدی تر ساز
که آب روی سخن نظم عاشقانه ی اوست ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.