هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دل‌بستگی خود به معشوق سخن می‌گوید. او از تأثیر نگاه و رفتار معشوق بر خود می‌نالد و بیان می‌کند که چگونه هر نگاه و حرکت معشوق، او را از عقل و دین دور کرده است. شاعر همچنین به حضور خود در کوچهٔ معشوق اشاره می‌کند و از تیغ عشق و رنج‌های آن سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند از دست دادن عقل و دین به خاطر عشق نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۳۱ - از عنبرت غبار چو بر یاسمین نشست

از عنبرت غبار چو بر یاسمین نشست
شرمنده گشت نافه و در ملک چین نشست ۱

شد خاک راه جمله تنم زان طمع که دید
آمد خدنگ ناز تو و بر زمین نشست ۲

هر ناوکی که بر دلم از غمزه‌ات نشست
از بهر بردن خرد و عقل و دین نشست ۳

درکوی دوست این دل سرگشته صبح و شام
از بهر شام طره و صبح جبین نشست ۴

گفتی که تیغ می کشم و می کشم تو را
بر درگه تو شاهدی از بهر این نشست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۰ - تا به تیغ ستم اندر دل من چاک انداخت
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - چو بر دل لشکر دل از کمین ریخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.