خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج عشق و جدایی سخن میگوید. شاعر از دلهایی که به خار عشق آغشته شدهاند، اشکهای نریخته، و عقلهایی که زیر بار نفس خم شدهاند، یاد میکند. همچنین، اشارهای به ناپایداری دنیا و تقسیمهای ازلی دارد که در دل ما آرامش نمیگذارد. در نهایت، شاعر از غم روزگار و عشق سخن میگوید.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند رنج عشق و ناپایداری دنیا نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۶ - آنکو دل خود به خار ننهاد
آنکو دل خود به خار ننهاد
گل گل شد و در کنار ننهاد ۱
اشکی که به خاک ره نیامیخت
سر در قدم نگار ننهاد ۲
عقلی که به زیر بار نفس است
از کار نماند بار ننهاد ۳
از کار جهان چو دل بپرداخت
پا در ره کار بار ننهاد ۴
قسام ازل چو کرد قسمت
اندر دل ما قرار ننهاد ۵
تا شاهدی از غم تو برشد
دل بر غم روزگار ننهاد ۶
گل گل شد و در کنار ننهاد ۱
اشکی که به خاک ره نیامیخت
سر در قدم نگار ننهاد ۲
عقلی که به زیر بار نفس است
از کار نماند بار ننهاد ۳
از کار جهان چو دل بپرداخت
پا در ره کار بار ننهاد ۴
قسام ازل چو کرد قسمت
اندر دل ما قرار ننهاد ۵
تا شاهدی از غم تو برشد
دل بر غم روزگار ننهاد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵ - هر سر که بوی سنبل تو در دماغ داشت
گوهر بعدی:شماره ۳۷ - جان ز تن رفت و دل اندر عقد گیسویت بماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.