هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق عمیق و فراق دردناک خود سخن می‌گوید. او از فداکاری‌هایش برای معشوق می‌گوید و اینکه حتی پس از مرگ نیز وجودش با معشوق پیوند خورده است. نشانه‌های عشق در دلش باقی مانده و هرگز محو نمی‌شود. شاعر از خاطرات معشوق و تأثیر ماندگار او بر زندگی خود یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۳۷ - جان ز تن رفت و دل اندر عقد گیسویت بماند

جان ز تن رفت و دل اندر عقد گیسویت بماند
شد تنم هم خاک دروی تا ابد بویت بماند ۱

خاک ره گشتم ولی شادم که بعد از سالها
گردی از خاک وجودم بر سر کویت بماند ۲

در دل پر درد خود دیدم که در هرگوشه ای
بس نشان ها از خدنگ چشم جادویت بماند ۳

سالها شستم به خوناب جگر لیکن نرفت
آن غباری را که بر روی دل از خویت بماند ۴

نقش عالم را یکایک شستم از لوح خرد
همچنان در وی خیال قد دلجویت بماند ۵

گر شدی دور از من اما شاهدی را در نظر
سجده گاهی از خیال طاق ابرویت بماند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۶ - آنکو دل خود به خار ننهاد
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - زلف و رخ تو چون شب مهتاب نماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.