خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، به توصیف زیبایی و جمال معشوق و حالات عاشق در برابر این جمال میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق مانند لب، خال سیاه روی پیشانی، و موی میان او سخن میگوید و حالات خود را در برابر این زیباییها توصیف میکند. همچنین، از حیرت و ناتوانی عقل و خرد در درک این جمال سخن میراند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۰ - دانی که جان به فکر لبت در چه حال بود
دانی که جان به فکر لبت در چه حال بود
گه غرق آب کوثر و گه در زلال بود ۱
خال سیه ز روی ملاحت بر آن جبین
گویی به بام کعبه معنی بلال بود ۲
با آنکه عقل موی شکافد خرد ندید
در حل مشکلات دهان تو لال بود ۳
در نسبت جمال تو حیران شدند خلق
زیرا که حسن طلعت تو بی مثال بود ۴
با ذره دهان توام حیرتی گذشت
کانجا نه عقل و فهم و خرد ر ا مجال بود ۵
اندر خیال موی میان تو شاهدی
مجنون صفت همیشه خیا لش محال بود ۶
گه غرق آب کوثر و گه در زلال بود ۱
خال سیه ز روی ملاحت بر آن جبین
گویی به بام کعبه معنی بلال بود ۲
با آنکه عقل موی شکافد خرد ندید
در حل مشکلات دهان تو لال بود ۳
در نسبت جمال تو حیران شدند خلق
زیرا که حسن طلعت تو بی مثال بود ۴
با ذره دهان توام حیرتی گذشت
کانجا نه عقل و فهم و خرد ر ا مجال بود ۵
اندر خیال موی میان تو شاهدی
مجنون صفت همیشه خیا لش محال بود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹ - خوب رویان چو صید عام کنند
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - از کمان خانه چو خوبان سحری بگشایند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.