خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غنایی است که به زیباییهای معشوق و تأثیرات عشق بر دل عاشق میپردازد. در آن از تشبیهات و استعارههای زیبا مانند گل و لاله، خورشید، و خون دل برای بیان احساسات عمیق استفاده شده است. همچنین، اشارههایی به رنجهای عشق و انتظار دیدار معشوق وجود دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و استفاده از استعارههای عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی اشارات مانند 'خون دل' و 'درد سر' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۴۱ - از کمان خانه چو خوبان سحری بگشایند
از کمان خانه چو خوبان سحری بگشایند
خون بس دل که به هر رهگذری بگشایند ۱
خط و خال تو چو از عشق دری بگشایند
ای بسا فتنه که بر هر گذر ی بگشایند ۲
ره خوبان همگی بر گل و بر لاله شود
بس که خون دمبدم از هر جگری بگشایند ۳
سر به پیش افکند از شرم و نهد دیده به خواب
گر سوی نرگس رعنا نظری بگشایند ۴
چشم محبوس مرا طاق به دیدار کجاست
مگر اندر دل پر درد دری بگشایند ۵
خیره سازند نظر را به شعاع خورشید
که ز رخ پرده بری دیده دری بگشایند ۶
شاهدی کن سر خود خاک ره و فارغ شو
ور نه هر لحظه تو ر ا درد سری بگشایند ۷
خون بس دل که به هر رهگذری بگشایند ۱
خط و خال تو چو از عشق دری بگشایند
ای بسا فتنه که بر هر گذر ی بگشایند ۲
ره خوبان همگی بر گل و بر لاله شود
بس که خون دمبدم از هر جگری بگشایند ۳
سر به پیش افکند از شرم و نهد دیده به خواب
گر سوی نرگس رعنا نظری بگشایند ۴
چشم محبوس مرا طاق به دیدار کجاست
مگر اندر دل پر درد دری بگشایند ۵
خیره سازند نظر را به شعاع خورشید
که ز رخ پرده بری دیده دری بگشایند ۶
شاهدی کن سر خود خاک ره و فارغ شو
ور نه هر لحظه تو ر ا درد سری بگشایند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - دانی که جان به فکر لبت در چه حال بود
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - ز زلف تو جان چون شود فارغ آیند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.