خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دلتنگی برای معشوق سخن میگوید. او از حبس در قفس زندگی و آرزوی بازگشت به جایگاه واقعی خود میگوید و عشق را به عنوان نور دیده و جان خود توصیف میکند. همچنین، به داستانهای عاشقانه مانند فرهاد و شیرین اشاره میکند و از معشوق میخواهد که او را ببخشد.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'تیغ برکش بکش مرا' ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۸۶ - مرغ دل راست عزم مسکن خویش
مرغ دل راست عزم مسکن خویش
خاطرش می کشد به گلشن خویش ۱
چند باشد درین قفس محبوس
نیست جایش بجز نشیمن خویش ۲
جان من چون لب تویاد آرم
پر کنم من ز لعل دامن خویش ۳
گر نه فکر تو قصد جان من است
چیست مو جب به لب گزیدن خویش ۴
شمع روی تو نور دیده ماست
رد مکن دیده را ز دیدن خویش ۵
لب شیرین چو کام خسرو شد
ماند فرهاد و کوه کندن خویش ۶
تیغ برکش بکش مرا و مپرس
گنه شاهدی به گردن خویش ۷
خاطرش می کشد به گلشن خویش ۱
چند باشد درین قفس محبوس
نیست جایش بجز نشیمن خویش ۲
جان من چون لب تویاد آرم
پر کنم من ز لعل دامن خویش ۳
گر نه فکر تو قصد جان من است
چیست مو جب به لب گزیدن خویش ۴
شمع روی تو نور دیده ماست
رد مکن دیده را ز دیدن خویش ۵
لب شیرین چو کام خسرو شد
ماند فرهاد و کوه کندن خویش ۶
تیغ برکش بکش مرا و مپرس
گنه شاهدی به گردن خویش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵ - خواهم امروز عتابی بکنم با دل خویش
گوهر بعدی:شماره ۸۷ - مرا خوش است به درد خود و جراحت خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.