هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه از درد و غم دوری یار سخن میگوید و بیان میکند که حتی در فقر و نداری، عشق به معشوق ارزشمندتر از تاج و تخت پادشاهان است. او امیدوار است که با وجود سختیها، محترم و مقرب درگاه معشوق باشد.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱۰۰ - چرا ز درد غم یار خود بغم باشیم
چرا ز درد غم یار خود بغم باشیم
خوشا دمی که به درد و غمش به هم باشیم ۱
به تاج و تخت شهان سر فرو نمی آریم
اگر چه از سگ کویش به قدر کم باشیم ۲
به مال و جاه جهان نیست احتشام ولیک
گدای کوی تو باشیم محتشم باشیم ۳
نهاده ایم به راحت همیشه چشم امید
قدم به دیده ما نه که در قدم باشیم ۴
چو شاهدی به در دوست می بریم نیاز
امید هست کزین باب محترم باشیم ۵
خوشا دمی که به درد و غمش به هم باشیم ۱
به تاج و تخت شهان سر فرو نمی آریم
اگر چه از سگ کویش به قدر کم باشیم ۲
به مال و جاه جهان نیست احتشام ولیک
گدای کوی تو باشیم محتشم باشیم ۳
نهاده ایم به راحت همیشه چشم امید
قدم به دیده ما نه که در قدم باشیم ۴
چو شاهدی به در دوست می بریم نیاز
امید هست کزین باب محترم باشیم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹ - از آن ساعت که روی آن بت پیمان شکن دیدم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - خواهم که با تو قصه خود در میان نهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.