هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر دلدادگی و عشق عمیق شاعر به معشوق است. شاعر از بند زلف یار، بی‌خوابی چشم و ناآرامی دل می‌گوید و نشان می‌دهد که تمام وجودش درگیر این عشق است. او به رغم تمام دردها و ناکامی‌ها، خود را اسیر این عشق می‌داند و هیچ راه گریزی نمی‌بیند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و برخی اصطلاحات ادبی پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، بیان احساسات شدید و ناامیدی عاشقانه مناسب سنین بالاتر است.

شماره ۱۰۴ - تا دل به قید زلف دل آرام بسته ایم

تا دل به قید زلف دل آرام بسته ایم
بر دیده خواب و بر جگر آرام بسته ایم ۱

سودای یار در سر و سر در کمند زلف
این عقده بین که ما به سرانجام بسته ایم ۲

ما از مقام صدق سر کویش از صفا
با اشک غسل کرده و احرام بسته ایم ۳

سودای وصل او که به دیگ دماغ ماست
در پختنش بسی طمع خام بسته ایم ۴

کس در بلا به کام دل خویشتن نرفت
ما دل به درد و داغ به ناکام بسته ایم ۵

ای شاهدی زدام دو زلفش مجو خلاص
تا انتهای عمر در این دام بسته ایم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۳ - مرا گر هجر دل بر آتش است و دیده دریا هم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵ - به پیش عارض او عرض آفتاب مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.