هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از زیبایی معشوق و تأثیرات آن بر جهان سخن میگوید. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند نور، آیینه، زلف عنبرین، و طبیعت، شاعر احساسات عمیق خود را بیان میکند. همچنین، عناصر عرفانی مانند ملکوت و بهشت در آن دیده میشود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای کودکان نامفهوم باشد.
شماره ۹۰ - برقی از حُسن تو پیدا شد و ناپیدا شد
برقی از حُسن تو پیدا شد و ناپیدا شد
دهر پرفتنه و ایّام پُر از غوغا شد ۱
چون بر آیینه فتاد از رخ و زلفت عکسی
یافت نوری که درو هر دو جهان پیدا شد ۲
عنبرین زلف مسلسل که فکندی بر ماه
کافری بود که فردوس برینش جا شد ۳
مردم دیده به دامن گهر از چشمم یافت
هندو از بهر گهر معتکف دریا شد ۴
آن چه بالاست که با موی تو هم قد آمد
وین چه موری ست که با قدّ تو هم بالا شد ۵
صبح با طلعت تو دعوی خوبی می کرد
لاجرم در نظر خلق جهان رسوا شد ۶
هر سحرگاه برافروخت چراغ ملکوت
تف آهم که برین آینه خضرا شد ۷
هم به دل دوستی نرگس خون ریز تو بود
ساغر چشمم ازین گونه که خون پالا شد ۸
بویی از نافه زلفت به چمن برد صبا
مشک ساگشت چمن، خاک عبیر آسا شد ۹
بر زبان نام لب لعل تو تا راند جلال
چه عجب نامش اگر طوطی شکر خا شد ۱۰
دهر پرفتنه و ایّام پُر از غوغا شد ۱
چون بر آیینه فتاد از رخ و زلفت عکسی
یافت نوری که درو هر دو جهان پیدا شد ۲
عنبرین زلف مسلسل که فکندی بر ماه
کافری بود که فردوس برینش جا شد ۳
مردم دیده به دامن گهر از چشمم یافت
هندو از بهر گهر معتکف دریا شد ۴
آن چه بالاست که با موی تو هم قد آمد
وین چه موری ست که با قدّ تو هم بالا شد ۵
صبح با طلعت تو دعوی خوبی می کرد
لاجرم در نظر خلق جهان رسوا شد ۶
هر سحرگاه برافروخت چراغ ملکوت
تف آهم که برین آینه خضرا شد ۷
هم به دل دوستی نرگس خون ریز تو بود
ساغر چشمم ازین گونه که خون پالا شد ۸
بویی از نافه زلفت به چمن برد صبا
مشک ساگشت چمن، خاک عبیر آسا شد ۹
بر زبان نام لب لعل تو تا راند جلال
چه عجب نامش اگر طوطی شکر خا شد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹ - در شهر فتنه ای شد می دانم از که باشد
گوهر بعدی:شماره ۹۱ - جانم از عشق تو بی صبر و سکون خواهد شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.