هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، عشق و آزادگی را ستایش میکند و به ارزشهای معنوی و عرفانی مانند بیاعتنایی به دنیا و عشق به معشوق اشاره دارد. شاعر از درد عشق و سوختن در راه آن سخن میگوید و بر اهمیت وفاداری و فداکاری تأکید میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و معنوی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۰ - معاشران که مقیمان کوی خمّارند
معاشران که مقیمان کوی خمّارند
چو بنگری ز دو عالم فراغتی دارند ۱
غلام همّت آن عاشقان آزادم
که مُلک هر دو جهان در نظر نمی آرند ۲
حریف خلوت دردی کشان خمّار است
بتی که خلوتیانش به جان طلبکارند ۳
در آن حریم که خلوت سرای سلطان است
گدای بی سرو پا را یقین که نگذارند ۴
شب دراز تو در خواب ناز و، مشتاقان
بر آستان درت تا به روز بیدارند ۵
ز کوی خود من آزرده را به جور مران
که شرط نیست که آزرده را بیازارند ۶
چهار سوی جهان موج خون دل بگرفت
ز بس که مردم چشمم سرشک می بارند ۷
تو گرچه آتش جانی و برق دلسوزی
بیا که سوختگانت به جان خریدارند ۸
چو جان سپردنی ست ای جلال! آخر کار
همان بِه است که در پای دوست بسپارند ۹
چو بنگری ز دو عالم فراغتی دارند ۱
غلام همّت آن عاشقان آزادم
که مُلک هر دو جهان در نظر نمی آرند ۲
حریف خلوت دردی کشان خمّار است
بتی که خلوتیانش به جان طلبکارند ۳
در آن حریم که خلوت سرای سلطان است
گدای بی سرو پا را یقین که نگذارند ۴
شب دراز تو در خواب ناز و، مشتاقان
بر آستان درت تا به روز بیدارند ۵
ز کوی خود من آزرده را به جور مران
که شرط نیست که آزرده را بیازارند ۶
چهار سوی جهان موج خون دل بگرفت
ز بس که مردم چشمم سرشک می بارند ۷
تو گرچه آتش جانی و برق دلسوزی
بیا که سوختگانت به جان خریدارند ۸
چو جان سپردنی ست ای جلال! آخر کار
همان بِه است که در پای دوست بسپارند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹ - عهد ما مشکن و بر باد مده خاکی چند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - من نشنیدم که خط بر آب نویسند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.