هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و دلبستگی شاعر به معشوق سخن میگوید. شاعر با توصیف زیباییهای معشوق و بیان درد دوری و اشتیاق خود، احساسات عمیق عاشقانه را به تصویر میکشد. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند فتنه، قیامت، و نیاز عاشق در برابر معشوق دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و برخی اشارات عرفانی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی اصطلاحات و تشبیهات قدیمی ممکن است برای سنین پایینتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۴۰ - ای ز رخ چون مه و زلف دراز
ای ز رخ چون مه و زلف دراز
صد درِ فتنه به جهان کرده باز ۱
الحق اگر ناز کند می رسد
آن قد و بالای تو بر سرو ناز ۲
هیچ کس از حال دل آگه نبود
اشک برون رفت و برون برد راز ۳
ای دل من همچو دهان تو تنگ
قصّه من چون سر زلفت دراز ۴
کی تو شکار من مسکین شوی
صعوه ندیدم که کند صید باز ۵
روز قیامت که بود گاه عرض
شیخ نماز آرد و عاشق نیاز ۶
پیش تو سر بر نکنم همچو چنگ
خواه مرا می زن و خوه می نواز ۷
شب همه شب بی رخ تو همچو شمع
کار من سوخته سوز است و ساز ۸
درد تو عمری ست که دارد جلال
چاره این عاشق مسکین بساز ۹
صد درِ فتنه به جهان کرده باز ۱
الحق اگر ناز کند می رسد
آن قد و بالای تو بر سرو ناز ۲
هیچ کس از حال دل آگه نبود
اشک برون رفت و برون برد راز ۳
ای دل من همچو دهان تو تنگ
قصّه من چون سر زلفت دراز ۴
کی تو شکار من مسکین شوی
صعوه ندیدم که کند صید باز ۵
روز قیامت که بود گاه عرض
شیخ نماز آرد و عاشق نیاز ۶
پیش تو سر بر نکنم همچو چنگ
خواه مرا می زن و خوه می نواز ۷
شب همه شب بی رخ تو همچو شمع
کار من سوخته سوز است و ساز ۸
درد تو عمری ست که دارد جلال
چاره این عاشق مسکین بساز ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - افکند گل ز چهره خود روی پوش باز
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - نازنینان و چار بالش ناز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.