هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که با وجود وفاداری و عشق بیپایانش، مورد بیتوجهی و بیوفایی معشوق قرار گرفته است. شاعر از پریشانی دل، بیوفایی معشوق، و ارزش ناشناختهاش سخن میگوید، اما همچنان بر عشق و بندگی خود پایدار است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که ممکن است برای نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند بیوفایی و پریشانی روحی نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارند.
شماره ۱۴۶ - باز می ناید دل ما از پریشانی هنوز
باز می ناید دل ما از پریشانی هنوز
می نهد پیش بتان بر خاک پیشانی هنوز ۱
در وفا و عهد و پیمان تو می آرم به سر
عهد و عمر و تو همان بدعهد و پیمانی هنوز ۲
رو بپوش از هر نظر بر حسن خود، خواری مکن
ای عزیز من! تو قدر خود نمی دانی هنوز ۳
گر به جانی می فروشی از وصالت یک نفس
جان ما ارزانی ات بادا که ارزانی هنوز ۴
من نه آنم کز تو برگردم به شمشیر جفا
گر چه جانم سوختی آسایش جانی هنوز ۵
دوش با من در سخن لعل تو گوهر می فشاند
از دو چشم من نرفت آن گوهر افشانی هنوز ۶
گرچه آوردم سر زلف پریشانت به دست
نیستم یک لحظه خالی از پریشانی هنوز ۷
سالها بر آستانت بندگی کردم، ولی
از تکبّر بنده خویشم نمی خوانی هنوز ۸
سرّ عشقت را جلال از خلق می دارد نهان
همچنان پیدا نگشت آن داغ پنهانی هنوز ۹
می نهد پیش بتان بر خاک پیشانی هنوز ۱
در وفا و عهد و پیمان تو می آرم به سر
عهد و عمر و تو همان بدعهد و پیمانی هنوز ۲
رو بپوش از هر نظر بر حسن خود، خواری مکن
ای عزیز من! تو قدر خود نمی دانی هنوز ۳
گر به جانی می فروشی از وصالت یک نفس
جان ما ارزانی ات بادا که ارزانی هنوز ۴
من نه آنم کز تو برگردم به شمشیر جفا
گر چه جانم سوختی آسایش جانی هنوز ۵
دوش با من در سخن لعل تو گوهر می فشاند
از دو چشم من نرفت آن گوهر افشانی هنوز ۶
گرچه آوردم سر زلف پریشانت به دست
نیستم یک لحظه خالی از پریشانی هنوز ۷
سالها بر آستانت بندگی کردم، ولی
از تکبّر بنده خویشم نمی خوانی هنوز ۸
سرّ عشقت را جلال از خلق می دارد نهان
همچنان پیدا نگشت آن داغ پنهانی هنوز ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۵ - در خشم رفت و خوش نشد آن تندخو هنوز
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷ - ای زلف و رخ تو چون شب و روز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.