هوش مصنوعی: شاعر در این متن از احساس غربت، سقوط از جایگاه بلند و رنج‌های روحی خود می‌گوید. او خود را گوهری علوی می‌داند که از آسمان به خاک افتاده و با وجود اصالت والا، در میان خاکیان زندگی می‌کند. این شعر بیانگر تضاد بین جایگاه واقعی شاعر و شرایط فعلی اوست.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی در این شعر وجود دارد که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند سقوط از جایگاه بلند و احساس غربت ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۱۷۴ - در میان موج بحری بیکران افتاده ام

در میان موج بحری بیکران افتاده ام
موج بحر بیکران را در میان افتاده ام ۱

منزلم بالای نُه چرخ است و من بر سطح خاک
زان همی نالم که از نُه نردبان افتاده ام ۲

با همه رنج و بلایی در میان بنشسته ام
وز همه کام و مرادی بر کران افتاده ام ۳

طایر قدسم ولی با خاکیان بنشسته ام
گوهری پاکم ولی در خاکدان افتاده ام ۴

چون زمین سفلی نِیَم اصلم ز خاک سفله نیست
گوهری علوی منم کز آسمان افتاده ام ۵

از ضعیفی در نمی یابم وجود خویش را
بلکه از هستی خویش اندر گمان افتاده ام ۶

هر که را جانی ست با جانانی اندر خلوتی ست
این مذلّت بین که من برآستان افتاده ام ۷

از مذلّت روز و شب با خاک راهم هم رکیب
گرچه با گردون به همّت هم عنان افتاده ام ۸

خلق گویندم که در هجران چه می نالی جلال!
بلبلی مستم که دور از گلستان افتاده ام ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۳ - رسید وقت صبوحی بیار ساقی جام
گوهر بعدی:شماره ۱۷۵ - تو آفتاب بلندی و من چنین پستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.