هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و عاشقانه از زبان شاعری بیان می‌شود که تحت تأثیر عشق و شراب معنوی قرار گرفته است. او از تجربیات عرفانی، عشق به معشوق، و مستی ناشی از این عشق سخن می‌گوید. شاعر از مفاهیمی مانند حیات معنوی، فتنه‌های دنیوی، و رسیدن به وحدت وجود صحبت می‌کند و در نهایت، آرزوی دیدار معشوق را دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به شراب و مستی نیاز به بلوغ فکری برای تفسیر صحیح دارد.

شماره ۱۰۶ - سروش غیب دوشم نکته ای را گفت در گوشم

سروش غیب دوشم نکته ای را گفت در گوشم
که تا صبح قیامت برد تاب از دل ز سر هوشم ۱

مناز ای ساقی مجلس بنوشانوش پی در پی
که من از ساغر ابروی شاهد باده می نوشم ۲

زلال چشمۀ حیوان ترا ای خضر ارزانی
که من زان لعل میگون زندۀ سرچشمۀ نوشم ۳

شراب عشق شوری در سرم افکنده ای شیرین
که چون فرهاد تلخیهای دوران شد فراموشم ۴

عجب نبود گر از معمورۀ حسن تو ویرانم
زمینای تو سر مستم ز سینای تو مدهوشم ۵

بود بار گرانی سر ز سودای تو ای سرور
بقربان سرت گردم بگیر این بار از دوشم ۶

منم دستانسرای گلشن وحدت بصد الحان
ولیکن عشوه های شاهد گل کرده خاموشم ۷

هزاران نکتۀ باریکتر از موی می بینم
در آن موی میان، لیکن ز بیم فتنه می پوشم ۸

گشایش گرچه در کوشش بود ای عارف سالک
من این ره را نمی پویم در این معنی نمی کوشم ۹

قمار عشق می بازم بیاد دوست می نازم
خوشا روزی که بینم آن دلارا را در آغوشم ۱۰

بگردن می رسد جوش و خروش مفتقر آری
که چون نی می خروشم گاه چون می گاه می جوشم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۵ - به هوای کوی تو آمدم که رها ز بند هوا شوم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷ - ز اقلیم حقیقت تا طبیعت رخت بر بستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.