خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن یک شعر عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و فداکاری برای معشوق سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که هیچ جان و دلی نیست که درگیر عشق معشوق نباشد و خودش نیز حاضر است برای رضای معشوق هرگونه فداکاری کند، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فداکاری و هلاکت ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۷ - کدام جان گرامی که مبتلای تو نیست

کدام جان گرامی که مبتلای تو نیست
کدام طایر قدسی که در هوای تو نیست ۱

کدام سر نه سراسیمه است در قدمت
کدام دل هدف ناوک بلای تو نیست ۲

ز دل چسود مرا گر ز عشق خون نشود
ز جان چه حاصلم ای جان اگر فدای تو نیست ۳

مرا بقا ز برای لقای تو باشد
بقای خویش نخواهم اگر لقای تو نیست ۴

مباد یک نفس از عمر خویش برخوردار
کسی که عمر گرامیش از برای تو نیست ۵

کراست شورش جانی که نیست آرزویت
کجاست شاه جهانی که او گدای تو نیست ۶

رضای تو اگر اندر هلاک من باشد
بیا بکش که مرادم بجز رضای تو نیست ۷

وفا نمی طلبم راضیم بجور و جفا
کدام ذوق و نشاطی که در جفای تو نیست ۸

حسین از همه عالم شده است بیگانه
هنوز چیست ندانم که آشنای تو نیست ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۶ - عید در موسم نوروز بسی روح افزاست
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - ای لعل دلپذیر تو سرمایه حیات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.