هوش مصنوعی:
این متن عرفانی-شاعرانه به زیباییهای معنوی و عشق الهی میپردازد. شاعر از جلوهگری ذات الهی، رهایی از خودی و وحدت با معشوق ازلی سخن میگوید. مضامینی مانند تجرد از هستی مادی، عشق آتشین، جمال بینظیر حق و نیاز انسان به شناخت ذات الهی در آن prominent است.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و زبان نمادین برای مخاطبان جوانتر ممکن است نامفهوم باشد.
شماره ۲۳۸ - رخ خویش اگر نمائی دل عالمی ربائی
رخ خویش اگر نمائی دل عالمی ربائی
دو جهان بهم برآید ز نقاب اگر برآئی ۱
ز مشارق هویت چو بتابد آفتابت
ز ظلال اثر نماند ز کمال روشنائی ۲
هله ای شه مجرد بنمای طلعت خود
نه توئی بهل نه اوئی نه منی بمان نه مائی ۳
غم خویش با که گویم بکدام راه پویم
خبر تو از که جویم تو که در صفت نیائی ۴
بجمال لایزالت بکمال بیزوالت
بگداز هستی ما که نماند این جدائی ۵
دل و دین چو میربائی ز پس هزار پرده
چه قیامتی که باشد چو نقاب برگشائی ۶
چو بنزد تست روشن که بحسن بی نظیری
عجب ار جمال خود را بکسی دگر نمائی ۷
چو خلیل عشق اوئی مگریز ز آتش دل
که گل و سمن بروید چو بآتش اندرآئی ۸
تو سبوی پر ز آبی بکنار بحر وحدت
اگرت سبو شکسته تو شکسته دل چرائی ۹
ز لباس هستی خود چو حسین شو مجرد
پس از آن درآ بدریا که تو مرد آشنائی ۱۰
دو جهان بهم برآید ز نقاب اگر برآئی ۱
ز مشارق هویت چو بتابد آفتابت
ز ظلال اثر نماند ز کمال روشنائی ۲
هله ای شه مجرد بنمای طلعت خود
نه توئی بهل نه اوئی نه منی بمان نه مائی ۳
غم خویش با که گویم بکدام راه پویم
خبر تو از که جویم تو که در صفت نیائی ۴
بجمال لایزالت بکمال بیزوالت
بگداز هستی ما که نماند این جدائی ۵
دل و دین چو میربائی ز پس هزار پرده
چه قیامتی که باشد چو نقاب برگشائی ۶
چو بنزد تست روشن که بحسن بی نظیری
عجب ار جمال خود را بکسی دگر نمائی ۷
چو خلیل عشق اوئی مگریز ز آتش دل
که گل و سمن بروید چو بآتش اندرآئی ۸
تو سبوی پر ز آبی بکنار بحر وحدت
اگرت سبو شکسته تو شکسته دل چرائی ۹
ز لباس هستی خود چو حسین شو مجرد
پس از آن درآ بدریا که تو مرد آشنائی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۷ - چه حذر کنم ز مردن که توام بقای جانی
گوهر بعدی:شماره ۲۳۹ - بیا ایکه جانرا مداوا توئی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.