هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد هجران و دوری معشوق شکایت میکند و با بیان احساسات عمیق عاشقانه، از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید. او از بیتابی و بیقراری خود در فراق یار میگوید و آرزوی دیدار و وصال را دارد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و تشبیهات هنرمندانه، عشق و شیفتگی خود را به نمایش میگذارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل احساسات عمیق عاشقانه و استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'غمزه بیدلان کشتن' و 'جنون عشق' نیاز به بلوغ عاطفی برای درک کامل دارند.
شماره ۲۵۵ - مرا تا کی ز هجرانت بسوزد جان به تنهائی
مرا تا کی ز هجرانت بسوزد جان به تنهائی
چه شد ای جان شیرینم که یکساعت نمیآئی ۱
جهان شد تیره دور از تو بیا ای مونس جانم
که چون خورشید عالم را بیک پرتو بیارائی ۲
برویت جان برافشاندن ز من شاید که مشتاقم
بغمزه بیدلان کشتن ترا زیبد که زیبائی ۳
چه بیم از آتش سوزان خیالت با من ار سازد
چه سود از روضه رضوان اگر دیدار بنمائی ۴
نقاب شب بروی خود کشد خورشید از خجلت
تو ایماه ملک سیما چو از رخ پرده بگشائی ۵
شدم خاک و هنوز از جان هوای دوست میورزم
ندارم حاصل از گیتی بغیر از باد پیمائی ۶
بامید وصال او تسلی میدهم دل را
ولی تا وصل درمانم تو ای عمرم نمی پائی ۷
چو آمد باده صافی چه جای زهد ای صوفی
چو باشد یار من ساقی کجا باشد شکیبائی ۸
جنون عشق پوشیدن حسین اکنون نمی یارد
چو طاقت طاق شد دل را برآرد سر بشیدائی ۹
چه شد ای جان شیرینم که یکساعت نمیآئی ۱
جهان شد تیره دور از تو بیا ای مونس جانم
که چون خورشید عالم را بیک پرتو بیارائی ۲
برویت جان برافشاندن ز من شاید که مشتاقم
بغمزه بیدلان کشتن ترا زیبد که زیبائی ۳
چه بیم از آتش سوزان خیالت با من ار سازد
چه سود از روضه رضوان اگر دیدار بنمائی ۴
نقاب شب بروی خود کشد خورشید از خجلت
تو ایماه ملک سیما چو از رخ پرده بگشائی ۵
شدم خاک و هنوز از جان هوای دوست میورزم
ندارم حاصل از گیتی بغیر از باد پیمائی ۶
بامید وصال او تسلی میدهم دل را
ولی تا وصل درمانم تو ای عمرم نمی پائی ۷
چو آمد باده صافی چه جای زهد ای صوفی
چو باشد یار من ساقی کجا باشد شکیبائی ۸
جنون عشق پوشیدن حسین اکنون نمی یارد
چو طاقت طاق شد دل را برآرد سر بشیدائی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۴ - روزم چو شب تیره شد از درد جدائی
گوهر بعدی:شماره ۲۵۶ - گفتم دلا ببین که جفای که میکشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.