هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به زیباییهای وجودی و عشق الهی اشاره دارد. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند عکس حسن، آتش عشق، جام عشق، و بحر وحدت، به تأثیرگذاری عشق الهی در جهان و جان انسانها میپردازد. همچنین، به مفاهیمی مانند وحدت وجود، کثرت ظاهری، و عشق به جمال الهی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند وحدت وجود و عشق الهی، نیازمند سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی است که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۲۶۱ - تا ز حسن خویش عکسی در جهان انداختی
تا ز حسن خویش عکسی در جهان انداختی
عاشقان را آتش اندر خانمان انداختی ۱
ریخته در کام هستی جرعه ای از جام عشق
شور و غوغا در زمین و آسمان انداختی ۲
تا شناسد مر ترا در هر لباسی چشم جان
خلعت درد طلب بر دوش جان انداختی ۳
هر که از عشق جمالت فرش هستی دربراست
نطع اقبالش بملک جاودان انداختی ۴
در هوایت عالمی چون ذره بر هم میزند
تا ز مهر آوازه در کون و مکان انداختی ۵
بحر وحدت را تموج داده از بهر ظهور
در تلاطم زان رشاش بی کران انداختی ۶
تا جمال وحدت از اغیار باشد مختفی
صورت امواج کثرت در میان انداختی ۷
در معنی و کف صورت از این دریای ژرف
رقت جوشیدن هویدا و نهان انداختی ۸
اصل وحدت از تموج کی شود زایل ولیک
هر زمان کوتاه بین را در گمان انداختی ۹
کرده ترک عشق را سرلشگر خیل وجود
رسم عادت در اقالیم روان انداختی ۱۰
سوختی در یکنفس خاشاک هستی حسین
ز آتش غیرت که در وی ناگهان انداختی ۱۱
عاشقان را آتش اندر خانمان انداختی ۱
ریخته در کام هستی جرعه ای از جام عشق
شور و غوغا در زمین و آسمان انداختی ۲
تا شناسد مر ترا در هر لباسی چشم جان
خلعت درد طلب بر دوش جان انداختی ۳
هر که از عشق جمالت فرش هستی دربراست
نطع اقبالش بملک جاودان انداختی ۴
در هوایت عالمی چون ذره بر هم میزند
تا ز مهر آوازه در کون و مکان انداختی ۵
بحر وحدت را تموج داده از بهر ظهور
در تلاطم زان رشاش بی کران انداختی ۶
تا جمال وحدت از اغیار باشد مختفی
صورت امواج کثرت در میان انداختی ۷
در معنی و کف صورت از این دریای ژرف
رقت جوشیدن هویدا و نهان انداختی ۸
اصل وحدت از تموج کی شود زایل ولیک
هر زمان کوتاه بین را در گمان انداختی ۹
کرده ترک عشق را سرلشگر خیل وجود
رسم عادت در اقالیم روان انداختی ۱۰
سوختی در یکنفس خاشاک هستی حسین
ز آتش غیرت که در وی ناگهان انداختی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۰ - آه که از ره کرم یار نکرد یارئی
گوهر بعدی:شماره ۲۶۲ - دلا چون در خم چوگان عشق دوست چون گوئی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.