هوش مصنوعی:
شیخ به همراه احمد نجار و محمد فضل به قصد زیارت تربت مشایخ، عازم آمل و سپس باَورد و نسا شدند. آنها از درۀ گز به سمت شاه میهنه رفتند که قبلاً به آن شامینه میگفتند. شیخ نام آن را به شاه میهنه تغییر داد و از آن پس به این نام شناخته شد.
رده سنی:
12+
متن دارای محتوای تاریخی و مذهبی است که برای درک بهتر آن، خواننده باید از دانش پایهای در این زمینهها برخوردار باشد. همچنین، زبان متن کمی قدیمی است و ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
بخش ۱۵ - شیخ گفت پس قصد آمل کردیم، بجانب باَورد و نسا، کی اندیشۀ زیارت تربت مشایخ میبود. و احمد نجار و محمد فضل با ما بودند و محمد فضل از اول تا آخر مرید و رف
شیخ گفت پس قصد آمل کردیم، بجانب باَورد و نسا، کی اندیشۀ زیارت تربت مشایخ میبود. و احمد نجار و محمد فضل با ما بودند و محمد فضل از اول تا آخر مرید و رفیق شیخ ما بوده است، خاکش به نزدیک پیر ابوالفضل حسن است به سرخس شیخ گفت هر سه رفتیم بباورد و از سوی درۀ گز قصد شاه میهنه کردیم، و آن دیهیست از اعمال درۀگز، و آن دیه را پیش ازین شامینه گفتندی، چون شیخ قدس اللّه روحه العزیز آنجا رسید گفت این دیه را چه خوانند؟ گفتند شامینه. شیخ گفت قدس اللّه روحه العزیز، این دیه را شاه میهنه باید خواند. از آن وقت باز آن دیه را شاه میهنه خوانند.
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۴ - شیخ گفت قدس اللّه روحه العزیز کی هر وقت کی ما را اشکالی بودی در شب به نزدیک پیر بوالفضل حسن رفتیمی به سرخس، و آن اشکال حل کردیمی، و هم در شب مراجعت اف
گوهر بعدی:بخش ۱۶ - شیخ گفت قصد زیارت پیر بوعلی کردیم، و اندیشهای در پیش بود، چون به نزدیک تربت وی رسیدیم جویی آب بود و سنگی بر لب آن جوی، بر آن سنگ وضو ساختیم و دو رکعت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.