هوش مصنوعی: خواجه ابوالبرکات نقل می‌کند که بوعثمان حیری، از مشایخ نیشابور و مرید شیخ، در خواب می‌بیند که شیخ در خانقاه او مجلس برگزار می‌کند و پیامبر اسلام (ص) نیز در مجلس حضور دارد. شیخ ابتدا به پیامبر نگاه نمی‌کند و وقتی بوعثمان تعجب می‌کند، شیخ توضیح می‌دهد که این زمان نگاه کردن به دیگران نیست، بلکه زمان کشف و مکاشفه است. پس از پایان مجلس، شیخ به پیامبر رو می‌کند و آیه‌ای از قرآن را تلاوت می‌کند. بوعثمان از خواب بیدار می‌شود و متحیر می‌ماند.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عرفانی و تفسیرهای عمیق است که برای درک آن به سطحی از بلوغ فکری نیاز است. همچنین، ممکن است برخی عبارات یا مفاهیم برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا سنگین باشد.

حکایت ۳۸ - بخط خواجه ابوالبرکات کی او گفت کی از خواجه اسمعیل عباس شنیدم کی گفت: بوعثمان حیری از مشایخ نشابور بوده است و نشست او در محلۀ ملقاباد بوده است و مرید ش

بخط خواجه ابوالبرکات کی او گفت کی از خواجه اسمعیل عباس شنیدم کی گفت: بوعثمان حیری از مشایخ نشابور بوده است و نشست او در محلۀ ملقاباد بوده است و مرید شیخ ما. شیخ را در خانقاه خویش در ملقاباد مجلس نهاد و ازو درخواست کی در خانقاه او در هفته یک نوبت مجلس گوید، شیخ اجابت فرمود. بوعثمان گفت شبی بخواب دیدم که شیخ در خانقاه من مجلس می‌گویدی و صاحب شرع مصطفی صلوات اللّه و سلامه علیه در مجلس نشسته بدیگر جانب منبر و شیخ بوی نگاه نمی‌کرد بخاطر من درآمد کی عجب است کی شیخ بصاحب شرع نمی‌نگرد، شیخ در حال روی بمن کرد و گفت لیْسَ هذا وَقْتَ النَّظَرِ اِلی الْاَغْیارِ هذا وَقْتُ الْکَشْفِ والْمُکاشَفَةِ چون مجلس به آخر رسانید روی سوی صاحب شرع کرد و گفت وَلَقَدْ اُوْحِیَ اِلَیْکَ واِلی الَّذینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ اَشْرَکْت لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ و صلی اللّه علی محمد و آله اجمعین و دست بر روی فرو آورد و از منبر بزیر آمد. بیدار شدم و متحیر بماندم.
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت ۳۷ - شیخ ابوالقسم روباهی بود در نشابور، از بزرگان متصوفه و سرور ده درویش بود از صوفیان معروف و ایشان مریدان استاد امام ابوالقسم قشیری بوده‌اند. چون شیخ به
گوهر بعدی:حکایت ۳۹ - ابوبکر محمد الواعظ السرخسی گفت من بعد ازوفات شیخ ابوسعید قدس اللّه روحه العزیز قصیدۀ گفتم شیخ را و آن بقعۀ بزرگوار بستودم و در آن قصیده این دو بیت گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.