هوش مصنوعی:
باباحسن پیشنماز بود و امامت را بر عهده داشت. روزی در نماز صبح، پس از قنوت، تنها بر محمد صلوات فرستاد و در سجده رفت. پس از نماز، شیخ از او پرسید چرا بر آل محمد نیز صلوات نفرستاد. باباحسن پاسخ داد که در میان اصحاب اختلاف نظر وجود دارد که آیا در تشهد اول و قنوت باید بر آل محمد صلوات فرستاد یا نه و او از احتیاط، این کار را نکرد. شیخ در پاسخ گفت که ما در جایی حاضر نمیشویم که آل محمد در آنجا نباشند.
رده سنی:
16+
متن شامل مباحث فقهی و مذهبی است که برای درک آن آشنایی با مفاهیم دینی و اختلافات فقهی لازم است. این موضوعات معمولاً برای کودکان قابل درک نیستند و بیشتر مناسب نوجوانان و بزرگسالان هستند که توانایی تحلیل و فهم چنین مباحثی را دارند.
حکایت ۲۴ - باباحسن پیش نماز شیخ بوده است و امامت متصوصه برسم او بوده، یک روز نماز بامداد میگزارد، چون قنوت برخواند گفت تَبارَکْت رَبَنا و تعالیْتَ اللّهمَّ صَلّ
باباحسن پیش نماز شیخ بوده است و امامت متصوصه برسم او بوده، یک روز نماز بامداد میگزارد، چون قنوت برخواند گفت تَبارَکْت رَبَنا و تعالیْتَ اللّهمَّ صَلِّ عَلی مُحَمدٍ و بسجده شد. چون از نماز فارغ گشت گفت چرا بر آل محمد صلوات ندادی و نگفتی که اللّهم صل علی محمد و آل محمد؟ باباحسن گفت ای شیخ اصحاب را خلافست در تشهد اول و در قنوت بر آل محمد صلوات شاید گفت یا نه و من احتیاط آن خلاف را نگفتم. شیخ گفت ما در موکبی نرویم که آل محمد آنجا نباشد.
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۲۳ - آوردهاند کی روزی درویشی وضو میساخت، شیخ بمتوضادر شد، آن درویش دست میشست و میگفتی اللّهمَّ اعْطِنی کِتابی بِیَمینی. شیخ گفت ای درویش تا چکنی و از آ
گوهر بعدی:حکایت ۲۵ - در آن وقت کی شیخ بنشابور بود و از جوانب انکارها مینمودند و استاد امام هم از آن منکران بودو در آخرچون به مجلس شیخ آمد و آن انکار وی نماند گاه گاهی در
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.