هوش مصنوعی:
شیخ در بازار نشابور با گروهی برهنهگران روبرو میشود که یکی از آنها را به عنوان امیر مقامران معرفی میکنند. وقتی شیخ میپرسد چگونه به این مقام رسیده، پاسخ میشنود که با راستی و پاکی در بازی. شیخ از این پاسخ خوشحال شده و او را تأیید میکند.
رده سنی:
12+
متن دارای مفاهیم اخلاقی و عرفانی است که برای درک بهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. همچنین ممکن است برخی واژهها یا مفاهیم برای کودکان زیر 12 سال پیچیده باشد.
حکایت ۴۷ - آوردهاند کی روزی شیخ در بازار نشابور میرفت برنایان میآمدند برهنه، هر یکی ایزار پای چرمین پوشیده و یکی را بر گردن گرفته میآوردند، چون پیش شیخ رسیدن
آوردهاند کی روزی شیخ در بازار نشابور میرفت برنایان میآمدند برهنه، هر یکی ایزار پای چرمین پوشیده و یکی را بر گردن گرفته میآوردند، چون پیش شیخ رسیدند شیخ پرسید کی این کیست؟ گفتند امیر مقامران است. شیخ او را گفت این امیری بچه یافتی؟ گفت ای شیخ براست باختن و پاک باختن. چون شیخ بشنید نعرۀ بزد و گفت راست باز و پاک باز و امیر باش!
۸۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۴۶ - یک روز شیخ بوسعید قدس اللّه روحه العزیز در خانقاه خویش نشسته بود سید اجل نشابور به سلام شیخ آمده بود و در پهلوی شیخ نشسته بود. شیخ بوالعباس شقانی درآم
گوهر بعدی:حکایت ۴۸ - خواجه علی طرسوسی خُسُر شیخ بود و بر سفره هم کاسۀ شیخ بودو شیخ آداب و سنن نان خوردن بوی میآموختی. یک شب خواجه علی کاسه پاکیزه میکرد، شیخ گفت این چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.