هوش مصنوعی: شیخ بوسعید در بقاین دعوت شد. در یک مهمانی، خواجه بوسعید حداد گفت که چهل سال است نان خودش را خورده و نان کسی دیگر را نخورده. وقتی این خبر به شیخ رسید، او پاسخ داد که بیش از پنجاه سال است نه نان خودش و نه نان دیگران را خورده، بلکه هر چه خورده از آن خدا بوده است.
رده سنی: 15+ متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که برای درک عمیق‌تر آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و شناخت نسبی از مفاهیم صوفیانه دارد.

حکایت ۶۱ - آورده‌اند کی در آن وقت کی شیخ بوسعید بقاین رسید او را آنجا دعوتها کردند. یک روز شیخ را دعوتی کرده بودند، کس بخواجه بوسعید حداد فرستادند کی بزرگ عصر بو

آورده‌اند کی در آن وقت کی شیخ بوسعید بقاین رسید او را آنجا دعوتها کردند. یک روز شیخ را دعوتی کرده بودند، کس بخواجه بوسعید حداد فرستادند کی بزرگ عصر بود، او گفت مدت چهل سال است کی من نان خود خورده‌ام، نان هیچ کس نخورده‌ام. خبر نزدیک شیخ آوردند، شیخ گفت مدت پنجاه واند سالست که نه نان خود خورده‌ام و نه نان کسی دیگر، هرچ خورده‌ام از آن حقّ خورده‌ام و آن او دانسته.
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت ۶۰ - شیخ بوسعید گفت ما در سرخس پیش پیر بوالفضل بودیم. یکی درآمد و گفت لقمان را نالندگی پدید آمده است و فرومانده و گفت مرا برباط بورجا برید. سه روزست تا آنج
گوهر بعدی:حکایت ۶۲ - هم درین وقت که شیخ بقاین بود امامی بود آنجا مردی بزرگ، و اورا محمد قاینی گفتندی، پیوسته پیش شیخ آمدی و بدعوتها با شیخ بهم بودی. روزی شیخ را بدعوتی برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.