هوش مصنوعی: حکیم محمد الابیوردی نقل می‌کند که مردی زاهد یک سال عبادت کرد تا خداوند او را به خیر و مقام شیخ ابوسعید رهنمون شود. در خواب، هاتفی به او گفت که شیخ ابوسعید با عمل به حدیثی از پیامبر به آن مقام رسیده است. پس از بیداری، مرد زاهد دریافت که رسیدن به مقام شیخ ابوسعید برای او و امثال او ممکن نیست، زیرا عمل به آن حدیث بسیار دشوار است.
رده سنی: 15+ محتوا دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که برای درک عمیق‌تر، نیاز به بلوغ فکری و شناختی دارد. همچنین، داستان به گونه‌ای است که می‌تواند برای نوجوانان در سنین بالاتر الهام‌بخش باشد.

حکایت ۱۳ - حکیم محمد الابیوردی گفت به نزدیک ما مردی عظیم زاهد، او گفت من یکسال پیوسته عبادت می‌کردم و از خداوند سبحانه و تعالی بتضرع و زاری درمی‌خواستم تا مرا دل

حکیم محمد الابیوردی گفت به نزدیک ما مردی عظیم زاهد، او گفت من یکسال پیوسته عبادت می‌کردم و از خداوند سبحانه و تعالی بتضرع و زاری درمی‌خواستم تا مرا دلالت کند برخیری کی بدان خیر بدرجۀ شیخ بوسعید رسم. چون یک سال تمام برین اندیشه عبادت و مجاهدت کردم، شبی خفته بودم، به خواب دیدم که هاتفی مرا گویدی که شیخ بوسعید به حدیثی از احادیث مصطفی صلوات اللّه و سلامه علیه کار کرد تا بدان درجه رسید کی دیدی و شنیدی. از خواب درآمدم و به تضرع و زاری از خداوند تعالی درخواستم تا آن حدیث صل من قطعتک واعط من حرمک واعف عمن ظلمک. بیدار شدم و بدانستم کی مرتبۀ شیخ ابوسعید طلب کردن کار من و امثال من نیست کی مرا دو سال عبادت و ریاضت و مجاهدت باید کرد تا با من بگویند که او به کدام حدیث از احادیث مصطفی صلوات اللّه علیه و سلم کار کرده است، آن کار کی او کرده باشد من نتوانم کرد.
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت ۱۲ - از تاج الاسلام ابوسعد بن محمد السمعانی شنودم در مجلس بر در مشهد شیخ قدس اللّه روحه العزیز کی گفت: من با پدر بهم به حج بودیم، چون از مناسک حج فارغ شدیم
گوهر بعدی:حکایت ۱۴ - ازخواجه امام ظهیر الدین اسعد قشیری شنیدم، کی نبیرۀ استاد امام بود، کی گفت مرادر نشابور از جهت صوفیان هفتصد دینار نشابوری قرض افتاده بود، عزم لشکرگاه ک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.