هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به انتقاد از یک فرد خائن و بیلیاقت میپردازد که در موقعیتهای حساس مانند جنگ و نبرد، ضعف و ترس نشان داده و به جای مقاومت، فرار را انتخاب کرده است. شاعر به او هشدار میدهد که زمان فرار رسیده و جانش در خطر است. همچنین، به بیوفایی او به شاه و ولیعهد اشاره میکند و او را به دلیل طمع و بیعرضگی سرزنش میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم انتقادی و پیچیدهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم مانند خیانت و بیلیاقتی نیاز به درک بالاتری از مسائل اجتماعی و اخلاقی دارند.
شمارهٔ ۳ - در هجو و نکوهش آصف الدوله و سایر سرداران قشون پس از شکست و فرار از جنگ روس
بگریز به هنگام که هنگام گریزست
رو در پی جان باش که جان سخت عزیزست ۱
جان است نه آن است که آسانش توان داد
بشناس که آسان چه و دشوار چه چیزست ۲
آن آهوی رم دیده که در یک شب و یک روز
از رود ز کم آمده تا دیزج و دیزست ۳
از رود ارس بگذر و بشتاب که اینک
روس است که دنبال تو برداشته ایزست ۴
سختم عجب آید که ترا با صدو ده توپ
رکضت به ستیز آمد و نهضت به سه تیزست ۵
بالله سپاهی که تواش پیش رو آئی
اسباب گریز است نه اصحاب ستیزست ۶
نه دشمن روس است و نه در جنگ و جهاد ست
بل تازه عروس است و پی جمع جهیزست ۷
ای خائن نان و نمک شاه و ولی عهد
حق نمک شاه و ولی عهد گریزست! ۸
پر گرد و غبار از چه شود حیف بود حیف
آن سنبل مشکین که به گل غالیه بیزست ۹
حاشا که توان آهن و پولاد بریدن
با دشنه مومین که نه تندست و نه تیزست ۱۰
آن صلح به هم برزن و از جنگ به در زن
نه مرد نبردست زنی قحبه و هیزست ۱۱
گوید که غلام در شاهنشهم اما
بالله نه غلام است اگر هست کنیزست ۱۲
آن پر خور کم دو که به یک حمله ببلعد
هریا بس و رطبی که به هر سفره و میزست ۱۳
بار و بنه را ریخته وز معرکه بگریخت
آن ظلم ببر بین که چه با عجز بریزست ۱۴
برگشته به صد خواری و بی عاری و اینک
باز از پی اخذ طمع دانک و قفیزست ۱۵
چون آن بچه کش... بدرد لوطی و فی الحال
باز از پی طعم و مزه جوز و مویزست ۱۶
در عز و غنا بین که به الف و به کرور است
در قدر و بها بین که نه فلس و نه پشیزست ۱۷
آخر به من ای قوم بگوئید کز این مرد
چیزی که ولی عهد پسندیده چه چیزست؟ ۱۸
نه فارس میدان و نه گردونه سوارست
نه صاحب ادراک و نه عقل و نه تمیزست ۱۹
رو در پی جان باش که جان سخت عزیزست ۱
جان است نه آن است که آسانش توان داد
بشناس که آسان چه و دشوار چه چیزست ۲
آن آهوی رم دیده که در یک شب و یک روز
از رود ز کم آمده تا دیزج و دیزست ۳
از رود ارس بگذر و بشتاب که اینک
روس است که دنبال تو برداشته ایزست ۴
سختم عجب آید که ترا با صدو ده توپ
رکضت به ستیز آمد و نهضت به سه تیزست ۵
بالله سپاهی که تواش پیش رو آئی
اسباب گریز است نه اصحاب ستیزست ۶
نه دشمن روس است و نه در جنگ و جهاد ست
بل تازه عروس است و پی جمع جهیزست ۷
ای خائن نان و نمک شاه و ولی عهد
حق نمک شاه و ولی عهد گریزست! ۸
پر گرد و غبار از چه شود حیف بود حیف
آن سنبل مشکین که به گل غالیه بیزست ۹
حاشا که توان آهن و پولاد بریدن
با دشنه مومین که نه تندست و نه تیزست ۱۰
آن صلح به هم برزن و از جنگ به در زن
نه مرد نبردست زنی قحبه و هیزست ۱۱
گوید که غلام در شاهنشهم اما
بالله نه غلام است اگر هست کنیزست ۱۲
آن پر خور کم دو که به یک حمله ببلعد
هریا بس و رطبی که به هر سفره و میزست ۱۳
بار و بنه را ریخته وز معرکه بگریخت
آن ظلم ببر بین که چه با عجز بریزست ۱۴
برگشته به صد خواری و بی عاری و اینک
باز از پی اخذ طمع دانک و قفیزست ۱۵
چون آن بچه کش... بدرد لوطی و فی الحال
باز از پی طعم و مزه جوز و مویزست ۱۶
در عز و غنا بین که به الف و به کرور است
در قدر و بها بین که نه فلس و نه پشیزست ۱۷
آخر به من ای قوم بگوئید کز این مرد
چیزی که ولی عهد پسندیده چه چیزست؟ ۱۸
نه فارس میدان و نه گردونه سوارست
نه صاحب ادراک و نه عقل و نه تمیزست ۱۹
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۹
۵۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲ - در مدح و اندرز ولی عهد
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴ - خطاب به نایب السلطنه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.