هوش مصنوعی: متن بالا بیانگر احساسات عمیق و اندوهگین نویسنده درباره گذر عمر و بیهودگی زندگی است. نویسنده از مرثیه‌سرایی و بی‌فایده بودن آن سخن می‌گوید و به ناتوانی انسان در برابر زمان اشاره می‌کند. همچنین، از خواب‌رفتگی و غفلت انسان در طول زندگی شکایت دارد.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 18 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، لحن غمگین و نگاه انتقادی به زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شمارهٔ ۲۹ - خطاب به میرزا تقی علی آبادی

یا باثه الجزع لولا زته الحادی
لما تنقلت من واد الی وادی ۱
جذبه لطف و میل شماست که این پیر شکسته بال را می کشد. هر جا که خاطرخواه اوست. آن بار مجال صحبتی نشد و زمانه فرصتی نداد تا این بار چه کند؟ ۲
نمی دانم در مرثیه نواب غفران مآب فکری کرده اید و دستی بگنجینه طبع قادر و اصداف بحر زاخر خواهید زد یا مانند بحر بی غواص و بزم بی رقاص مهمل و عاطل دارید، لاتسمع الا همسا. امان از آن قصیده که: باد صبا ای سلاله شب هجران یکی دیگر هم برای مرحوم محمدعلی میرزا دیدم که هر که در مقابل آن برخیزد احمق است اگرچه عمعق است. سبحان الله بنده و شما اگرچه مرثیه خوان و مرثیه دانیم چرا تا بحال خود نخوانیم و برای خود ندانیم؟ ۳
عمر بگذشت ببیحاصلی و بوالهوسی، تا کی وتا چند، از جوانی تا پیری از پیری تا کجا؟ ۴

ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روزه دریابی ۵
والسلام ۶
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۸ - خطاب به عبدالحسین خان پسر صدراعظم
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۰ - خطاب به محمدحسین میرزا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.