هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات عمیق و دردهای عاطفی خود سخن میگوید. او از گم کردن راه خانه، گرفتار شدن در دام عشق، و طالع بد خود شکایت دارد. همچنین، از نالههای درونی و آرزوهای برآورده نشده خود میگوید. متن پر از استعارههای عاشقانه و غمگین است که نشاندهندهی دلتنگی و ناامیدی است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارند.
غزل ۳۶ - دوش گم کردم ز بیهوشی ره کاشانه را
دوش گم کردم ز بیهوشی ره کاشانه را
یافتم باز از نوای جغد این ویرانه را ۱
منکه در دام آمدم، نه از فریب دانه بود
غیرتم نگذاشت در دام تو بینم دانه را ۲
دل در آنکو باز یاد سینه من می کند
کنج گلخن بهتر از گلشن بود دیوانه را ۳
طالع بدبین که بر چاک دلم خندید و رفت
آنکه مرهم می نهاد از رحم، زخم شانه را ۴
شوری از من برنمی خیزد ببزم میکشان
داغ دارم در خموشیها لب پیمانه را ۵
تا کی ای سر در هوا در آسمان جوئی خدا
ذوقی از بالا نشستن نیست صاحبخانه را ۶
آرزوی بوسه از ساقی نه حد چون منیست
مستم و با ترس می بوسم لب پیمانه را ۷
در حریم دل چو شمع ناله افروزی کلیم
حاجت شمع و چراغی نیست آتشخانه را ۸
یافتم باز از نوای جغد این ویرانه را ۱
منکه در دام آمدم، نه از فریب دانه بود
غیرتم نگذاشت در دام تو بینم دانه را ۲
دل در آنکو باز یاد سینه من می کند
کنج گلخن بهتر از گلشن بود دیوانه را ۳
طالع بدبین که بر چاک دلم خندید و رفت
آنکه مرهم می نهاد از رحم، زخم شانه را ۴
شوری از من برنمی خیزد ببزم میکشان
داغ دارم در خموشیها لب پیمانه را ۵
تا کی ای سر در هوا در آسمان جوئی خدا
ذوقی از بالا نشستن نیست صاحبخانه را ۶
آرزوی بوسه از ساقی نه حد چون منیست
مستم و با ترس می بوسم لب پیمانه را ۷
در حریم دل چو شمع ناله افروزی کلیم
حاجت شمع و چراغی نیست آتشخانه را ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵ - ز آه گرمی آتش زنم سراپا را
گوهر بعدی:غزل ۳۷ - شهید آن قد رعنا وصیت کرد همدم را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.