هوش مصنوعی: شاعر در این متن از غم و اندوه خود می‌گوید و از نبود نشاط در زندگی شکایت دارد. او از عشق نافرجام، ناامیدی و بی‌اعتنایی روزگار سخن می‌گوید و با اشاره به می و باده، سعی در تسکین دردهای خود دارد. همچنین، او از وعده‌های بی‌پایه و گذر زمان می‌نالد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، اشاره به مصرف شراب (باده) و مضامین عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

غزل ۴۴ - باده در دور غمت بسکه نشاط افزا نیست

باده در دور غمت بسکه نشاط افزا نیست
پنبه را نیز سر همدمی میناست ۱

می نمایند مه عید بانگشت، بهم
سوی ابروی تو میل مژه ها بیجا نیست ۲

هیچ ازین دیده خونابه گشادیم نشد
چکنم گوهر مقصود درین دریا نیست ۳

لب ز هم وانشود تا ز می اش پر نکنم
شیشه سان غلغل نطقم بجز از صهبا نیست ۴

هوش دادم بصبا بوی تو نگرفته هنوز
تا نگویند که مجنون تو خوش سودا نیست ۵

گر ندارد غم ما دهر، نرنجیم ازو
زانکه در خاطر ما نیز غم دنیا نیست ۶

آخر دور فلک شد، بکدورت خو کن
باده صاف دگر در ته این مینا نیست ۷

یک بیک وعده او را همه دیدیم کلیم
نیست یکروز که شرمنده صد فردا نیست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳ - تا خانمان ما همه بر باد داده آب
گوهر بعدی:غزل ۴۵ - کسیکه مانده به بند لباس زندانیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.