هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او با استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه مانند تیر بلا، کوه درد، و شمشیر، احساسات عمیق خود را بیان میکند. شاعر همچنین به موضوعاتی مانند سرنوشت، تنهایی، و ناشناخته ماندن حال درونی خود اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۸ - رفتن ز درت کار من دل نگران نیست
رفتن ز درت کار من دل نگران نیست
گر کشته شوم خونم از آن کوی روان نیست ۱
با تیر بلا چون هدفم روی گشاده
گر کوه شود درد غم عشق گران نیست ۲
حال من بی برگ نوا را چه شناسد
آن سرو که آگاه ز تاراج خوان نیست ۳
رسوائی ما را ز کفن پرده شناسد
گر شمع به فانوس رود، باز نهان نیست ۴
شمشیر تو خوبست که بیخواست برآید
فیضی نرساند به دل آبی که روان نیست ۵
طالع مددی گر نکند کی به کف آبی
بی یاری کس تیر در آغوش کمان نیست ۶
کس واقف حیرانی ما نیست درین بزم
کانجا که تویی دیده به غیری نگران نیست ۷
در دامن الوند دگر غنچه شود گل
زنهار مگوئید کلیم از همدان نیست ۸
گر کشته شوم خونم از آن کوی روان نیست ۱
با تیر بلا چون هدفم روی گشاده
گر کوه شود درد غم عشق گران نیست ۲
حال من بی برگ نوا را چه شناسد
آن سرو که آگاه ز تاراج خوان نیست ۳
رسوائی ما را ز کفن پرده شناسد
گر شمع به فانوس رود، باز نهان نیست ۴
شمشیر تو خوبست که بیخواست برآید
فیضی نرساند به دل آبی که روان نیست ۵
طالع مددی گر نکند کی به کف آبی
بی یاری کس تیر در آغوش کمان نیست ۶
کس واقف حیرانی ما نیست درین بزم
کانجا که تویی دیده به غیری نگران نیست ۷
در دامن الوند دگر غنچه شود گل
زنهار مگوئید کلیم از همدان نیست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷ - هرگز دلت نشان گذار وفا نداشت
گوهر بعدی:غزل ۵۹ - پیچیده تر ز طره ی او دود آه ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.