هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از تشبیهات و استعاره‌های زیبا برای بیان احساسات عمیق و درد عشق استفاده می‌کند. شاعر از عناصر طبیعت مانند ابر، باران، شیر، گل و باد برای توصیف حالات درونی خود بهره می‌برد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند ظلم، رحمت، وطن‌پرستی و تقدیر نیز در آن دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از تشبیهات و استعاره‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۶۱ - دل ز ناوکهای بیداد تو پیکان را گرفت

دل ز ناوکهای بیداد تو پیکان را گرفت
تشنه لب از ابر رحمت آب باران را گرفت ۱

پردلی کاری نمی سازد ز استیلای عشق
شیر بگریزد دمی کانش نیستان را گرفت ۲

سهل باشد مملکت گیری بامداد سپاه
نام من تنها تمام اقلیم ایران را گرفت ۳

تا نگاه افکنده ای تسخیر شهری کرده ای
همچو بوی گل که تا برخواست بستان را گرفت ۴

در کنار آفتاب افتاده دایم تیره روز
دود آه کیست کان زلف پریشان را گرفت ۵

موج ابروی تو را تا دیده از جا رفته است
دیده ی من گرچه صد ره راه طوفان را گرفت ۶

چشم ما و دیده ی زنجیر را طالع یکیست
خواب اگر لشکر کشد نتواند ایشان را گرفت ۷

کام بخشی های گردون نیست جز داد و ستد
تا لب نانی عطا فرمود دندان را گرفت ۸

گل به گلشن بس که از اشکم فراوان شد کلیم
بلبل از گل رخنه ی دیوار بستان را گرفت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۰ - در آتش عشق مهوشان رفت
گوهر بعدی:غزل ۶۲ - جگر ز زخم تو معمور و دل ز غم شادست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.