هوش مصنوعی: این متن به موضوعاتی مانند گذر زمان، پیری، ضعف جسمانی، عشق، وطن‌پرستی، سرنوشت، و فلسفه زندگی می‌پردازد. شاعر از گذشت جوانی، ناتوانی جسمی، و تجربیات عاشقانه سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند عشق، وطن، و مرگ اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی برای درک کامل دارند.

غزل ۹۱ - پیری رسید و موسم طبع جوان گذشت

پیری رسید و موسم طبع جوان گذشت
ضعف تن از تحمل رطل گران گذشت ۱

باریک بینیت چو ز پهلوی عینک است
باید ز فکر دلبر لاغر میان گذشت ۲

وضع زمانه قابل دیدن دو بار نیست
رو پس نکرد هر که از این خاکدان گذشت ۳

در راه عشق گریه متاع اثر نداشت
صد بار از کنار من این کاروان گذشت ۴

از دستبرد حسن تو بر لشکر بهار
یک نیزه خون گل ز سر ارغوان گذشت ۵

حب الوطن نگر که ز گل چشم بسته‌ایم
نتوان ولی ز مشت خس آشیان گذشت ۶

طبعی به هم رسان که بسازی به عالمی
یا همتی که از سر عالم توان گذشت ۷

مضمون سرنوشت دو عالم جز این نبود
آن سر که خاک شد به ره از آسمان گذشت ۸

در کیش ما تجرد عنقا تمام نیست
در قید نام ماند اگر از نشان گذشت ۹

بی دیده راه گر نتوان رفت پس چرا
چشم از جهان چو بستی از او می توان گذشت ۱۰

بدنامی حیات دو روزی نبود بیش
آن هم کلیم با تو بگویم چه سان گذشت ۱۱

یک روز صرف بستن دل شد به این و آن
روز دگر به کندن دل زین و زان گذشت ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۰ - صبح شکفتگی ز شفق کم بهاترست
گوهر بعدی:غزل ۹۲ - پیوسته دل ز قطع امید آرمیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.