هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به توصیف تغییرات فصلها، به ویژه خزان، و تأثیر آن بر طبیعت و احساسات انسان میپردازد. شاعر از زیباییهای طبیعت در فصل خزان و ارتباط آن با عواطف انسانی سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند گذرا بودن زندگی، عشق، و یادگاریهای معنوی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۹۶ - چمن ز سردی ایام برگ و بار گذاشت
چمن ز سردی ایام برگ و بار گذاشت
خوش آنکه عاریتی را به اختیار گذاشت ۱
به سست سردی فصل خزان کنون باید
هوای زهد خنک را به یک کنار گذاشت ۲
خزان رسید و به آزادگی ثمر شد نخل
فشاند برگ به شکر همین که بار گذاشت ۳
تو نیز پنجه ز می رنگ کن که باد خزان
حنا به دست عروسان شاخسار گذاشت ۴
چو سایه در قدم شاهدان بستان باش
که برگ ریز به پای همه نگار گذاشت ۵
دلم به حلقه ی زلف نگار خود را بست
به این وسیله سری در کنار یار گذاشت ۶
ز انقلاب سپهر دو رو عجب دارم
که بی قراری ما را به یک قرار گذاشت ۷
چنان ممیر که چیزی بماند از تو به جا
به غیر نام نباید به یادگار گذاشت ۸
چه می توان ز پریشان تیره روز گرفت
کلیم دعوی دل را به زلف یار گذاشت ۹
خوش آنکه عاریتی را به اختیار گذاشت ۱
به سست سردی فصل خزان کنون باید
هوای زهد خنک را به یک کنار گذاشت ۲
خزان رسید و به آزادگی ثمر شد نخل
فشاند برگ به شکر همین که بار گذاشت ۳
تو نیز پنجه ز می رنگ کن که باد خزان
حنا به دست عروسان شاخسار گذاشت ۴
چو سایه در قدم شاهدان بستان باش
که برگ ریز به پای همه نگار گذاشت ۵
دلم به حلقه ی زلف نگار خود را بست
به این وسیله سری در کنار یار گذاشت ۶
ز انقلاب سپهر دو رو عجب دارم
که بی قراری ما را به یک قرار گذاشت ۷
چنان ممیر که چیزی بماند از تو به جا
به غیر نام نباید به یادگار گذاشت ۸
چه می توان ز پریشان تیره روز گرفت
کلیم دعوی دل را به زلف یار گذاشت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۵ - ما را طپیدن از غم دنیا شعار نیست
گوهر بعدی:غزل ۹۷ - در شراب صحبت احباب زهر غفلتست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.