هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد و رنج، عشق و اندوه، و شرایط سخت زندگی سخن میگوید. شاعر از اشکهای خونین، زخمهای عمیق، و رنجهای روحی خود میگوید و به عشق و اسارت دل اشاره میکند. همچنین، از ناامیدی و درماندگی در زندگی و بار سنگین غم بر دوش خود صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند 'اشک خونین' و 'زخمهای عمیق' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۱۱۰ - دلم با چشم تر یکرنگ از آنست
دلم با چشم تر یکرنگ از آنست
که پای اشک خونین در میانست ۱
بآب تیغ او نازم که در خاک
همان خونابه زخمش روانست ۲
چه طفلست اینکه گاه مشق بیداد
خطش زخمست و لوحش استخوانست ۳
جهد از خاک ما فواره خون
همین شمع مزار کشتگانست ۴
پر و بالم ز سنگ سردمهران
زهم پاشیده تر از آشیانست ۵
زبان و دل یکی گر دست در عشق
جرس را ناله پرتأثیر از آنست ۶
زگریه دامن ما گرچه دریاست
ولی آلوده دامانی همانست ۷
درین وادی منم درمانده، ورنه
بمنزل رفته گر ریگ روانست ۸
ز بس در زیر بار لخت دل رفت
نگه بر دیده ام بار گرانست ۹
اسیر تست دل ور خاک گردد
غبار طره عنبر فشانست ۱۰
کلیم از هند دلگیری ندارد
پس از الفت قفس هم آشیانست ۱۱
که پای اشک خونین در میانست ۱
بآب تیغ او نازم که در خاک
همان خونابه زخمش روانست ۲
چه طفلست اینکه گاه مشق بیداد
خطش زخمست و لوحش استخوانست ۳
جهد از خاک ما فواره خون
همین شمع مزار کشتگانست ۴
پر و بالم ز سنگ سردمهران
زهم پاشیده تر از آشیانست ۵
زبان و دل یکی گر دست در عشق
جرس را ناله پرتأثیر از آنست ۶
زگریه دامن ما گرچه دریاست
ولی آلوده دامانی همانست ۷
درین وادی منم درمانده، ورنه
بمنزل رفته گر ریگ روانست ۸
ز بس در زیر بار لخت دل رفت
نگه بر دیده ام بار گرانست ۹
اسیر تست دل ور خاک گردد
غبار طره عنبر فشانست ۱۰
کلیم از هند دلگیری ندارد
پس از الفت قفس هم آشیانست ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۹ - کوهکن تعلیم خارا سفتن از استاد داشت
گوهر بعدی:غزل ۱۱۱ - چو هست قدرت دست و دل توانگر نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.