هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از دردها و رنجهای زندگی خود میگوید و بیان میکند که جهان برای او پر از سختی و بلاست. او احساس میکند که حتی نزدیکانش نیز از او دوری میکنند و هیچ درمانی برای دردهایش وجود ندارد. این شعر حالتی غمگین و ناامیدانه دارد و شاعر از وضعیت زمانه شکایت میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق فلسفی و احساسات سنگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانه شعر ممکن است بر روحیهی نوجوانان تأثیر منفی بگذارد.
غزل ۱۱۶ - منم که تنگدلی باغ دلگشای منست
منم که تنگدلی باغ دلگشای منست
بدستم آبله جام جهان نمای منست ۱
رسید همرهی بخت واژگون جائی
که هر که خاک رهم بود خار پای منست ۲
بدستگیری افلاک احتیاجی نیست
کلیم وقتم و افتادگی عصای منست ۳
بخاک و خون کشدم هر کجا که سرو قدیست
هر آن نهال که بالا کشد بلای منست ۴
چنینکه دیدن وضع زمانه جانکاهست
بدیده هرچه غبارست توتیای منست ۵
طبیب از عرق شرم نسخه ها را شست
ز بسکه منفعل از درد بیدوای منست ۶
ز بسکه موج غمم در میان گرفته کلیم
ز من کناره کند هر که آشنای منست ۷
بدستم آبله جام جهان نمای منست ۱
رسید همرهی بخت واژگون جائی
که هر که خاک رهم بود خار پای منست ۲
بدستگیری افلاک احتیاجی نیست
کلیم وقتم و افتادگی عصای منست ۳
بخاک و خون کشدم هر کجا که سرو قدیست
هر آن نهال که بالا کشد بلای منست ۴
چنینکه دیدن وضع زمانه جانکاهست
بدیده هرچه غبارست توتیای منست ۵
طبیب از عرق شرم نسخه ها را شست
ز بسکه منفعل از درد بیدوای منست ۶
ز بسکه موج غمم در میان گرفته کلیم
ز من کناره کند هر که آشنای منست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۵ - بر دل ز بس غبار کدورت نشسته است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۷ - دایم اندر آتش خود عاشق دیوانه سوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.