هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و پر از استعارههای شعری است که از عشق، درد، و سوختن در آتش عشق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویری مانند شمع، پروانه، آتش، و ویرانه، احساسات عمیق و رنجهای عاشقانه خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از مضامین مانند درد و رنج عشق برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۱۱۷ - دایم اندر آتش خود عاشق دیوانه سوخت
دایم اندر آتش خود عاشق دیوانه سوخت
شمع محفل را گناهی نیست گر پروانه سوخت ۱
دیده باعث شد اگر ویرانه ام را آب برد
از تف دل بود آن آتش که ما را خانه سوخت ۲
طره اش زان آتش رخسار تابی یافته
کز حدیث زلف او گفتن زبان شانه سوخت ۳
لاله داغست از فغان بلبل و گل بی خبر
آشنا رحمی نکرد اما دل بیگانه سوخت ۴
نیست از سوز درون با ما صفای باطنی
دل سیه شد بسکه آتش اندرین ویرانه سوخت ۵
تا نشاند سوزش پروانه را شمع آب شد
لیک آتش تند بود و عاشق دیوانه سوخت ۶
تا ز دل آهی کشیدم جمله دلها در گرفت
باد بود از آتش یک خانه چندین خانه سوخت ۷
رفته بودم تا از آن بیرحم واسوزم کلیم
بازم آن تاب کمر وان جلوه مستانه سوخت ۸
شمع محفل را گناهی نیست گر پروانه سوخت ۱
دیده باعث شد اگر ویرانه ام را آب برد
از تف دل بود آن آتش که ما را خانه سوخت ۲
طره اش زان آتش رخسار تابی یافته
کز حدیث زلف او گفتن زبان شانه سوخت ۳
لاله داغست از فغان بلبل و گل بی خبر
آشنا رحمی نکرد اما دل بیگانه سوخت ۴
نیست از سوز درون با ما صفای باطنی
دل سیه شد بسکه آتش اندرین ویرانه سوخت ۵
تا نشاند سوزش پروانه را شمع آب شد
لیک آتش تند بود و عاشق دیوانه سوخت ۶
تا ز دل آهی کشیدم جمله دلها در گرفت
باد بود از آتش یک خانه چندین خانه سوخت ۷
رفته بودم تا از آن بیرحم واسوزم کلیم
بازم آن تاب کمر وان جلوه مستانه سوخت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۶ - منم که تنگدلی باغ دلگشای منست
گوهر بعدی:غزل ۱۱۸ - در کوره غم سوختنم مایه کامست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.