هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مفاهیم عرفانی و اخلاقی سخن میگوید. شاعر از ناامیدی، فقر معنوی، و دوری از لذتهای دنیوی صحبت میکند و بر اهمیت آگاهی قلبی و توکل به خدا تأکید دارد. همچنین، از محنتهای زندگی و بیارزشی برخی امور دنیوی در برابر ارزشهای الهی یاد میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و محنتهای زندگی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمتجربه نامفهوم یا ناخوشایند باشد.
غزل ۱۲۰ - بکامی خواهش ما مبتلا نیست
بکامی خواهش ما مبتلا نیست
چو ماهی دانه ای در دام ها نیست ۱
بچشم خاکپای دوست حیفست
که کاغذ قدردان توتیا نیست ۲
بدست ما نیفتد دامن عیش
کف شانه سزاوار حنا نیست ۳
دل آگاه می باید، وگرنه
گدا یک لحظه بی نام خدا نیست ۴
بزور گریه خون را آب کردم
بریز اکنون که رنگیش از بها نیست ۵
درین محنت سرای تنگ عرصه
از آن ننشست نقش ما، که جائیست ۶
خریدار گران جانی ما هست
که آهن نیز بی آهن ربا نیست ۷
سر کاهیده ام از بار سودا
چو موی کاسه از زانو جدا نیست ۸
شب آدینه گر مهتاب باشد
کلیم از می گذشتن کار ما نیست ۹
چو ماهی دانه ای در دام ها نیست ۱
بچشم خاکپای دوست حیفست
که کاغذ قدردان توتیا نیست ۲
بدست ما نیفتد دامن عیش
کف شانه سزاوار حنا نیست ۳
دل آگاه می باید، وگرنه
گدا یک لحظه بی نام خدا نیست ۴
بزور گریه خون را آب کردم
بریز اکنون که رنگیش از بها نیست ۵
درین محنت سرای تنگ عرصه
از آن ننشست نقش ما، که جائیست ۶
خریدار گران جانی ما هست
که آهن نیز بی آهن ربا نیست ۷
سر کاهیده ام از بار سودا
چو موی کاسه از زانو جدا نیست ۸
شب آدینه گر مهتاب باشد
کلیم از می گذشتن کار ما نیست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۹ - حالت از تنگی جا غنچه بکنج دهنست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۱ - زلف تو که طفلان هوس را شب عیدست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.