هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، هجران، امید و ناامیدی سخن میگوید. او از زلف معشوق به عنوان نمادی از شب عید و امید یاد میکند و از فراق و دوری شکایت دارد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند مستی، عقل و شراب کهن دارد که در ادبیات عرفانی رایج است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند مستی و شراب نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
غزل ۱۲۱ - زلف تو که طفلان هوس را شب عیدست
زلف تو که طفلان هوس را شب عیدست
شامیست که آبستن صد صبح امیدست ۱
تا رفته، باو نامه ننوشته فرستم
یعنی که زهجران توام دیده سفیدست ۲
عاقل سر فرمان نکشد از خط ساغر
پیر است شراب کهن و عقل مریدست ۳
من مست بهشیاری چشم تو ندیدم
مدهوش ولی با همه در گفت و شنیدست ۴
از بس تنم از فرقت می در رمضان کاست
انگشت نماتر ز هلال شب عیدست ۵
ما تشنه یکقطره، تو سیلاب محیطی
ساقی قدح نیمه زلطف تو بعیدست ۶
سهلست کلیم از همه پیوند بریدن
چیزیکه بود مشکل ازو قطع امیدست ۷
شامیست که آبستن صد صبح امیدست ۱
تا رفته، باو نامه ننوشته فرستم
یعنی که زهجران توام دیده سفیدست ۲
عاقل سر فرمان نکشد از خط ساغر
پیر است شراب کهن و عقل مریدست ۳
من مست بهشیاری چشم تو ندیدم
مدهوش ولی با همه در گفت و شنیدست ۴
از بس تنم از فرقت می در رمضان کاست
انگشت نماتر ز هلال شب عیدست ۵
ما تشنه یکقطره، تو سیلاب محیطی
ساقی قدح نیمه زلطف تو بعیدست ۶
سهلست کلیم از همه پیوند بریدن
چیزیکه بود مشکل ازو قطع امیدست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۰ - بکامی خواهش ما مبتلا نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۲ - دل کار خود به طالع ناساز واگذاشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.