هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که از فراق و بیقراری عاشق سخن میگوید. شاعر از ناپایداری دنیا، اشکهای بیقراری، و یاد معشوق مینالد و از بیثباتی عشق در این زمانه شکایت دارد. همچنین، اشاراتی به عناصر طبیعت مانند آفتاب، سیل، و صحرا دارد که بر عمق احساسات شاعر تأکید میکنند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۲۷ - ز بسکه سر زده مژگان او بدلها رفت
ز بسکه سر زده مژگان او بدلها رفت
حدیث شوخی و بیباکیش بهر جا رفت ۱
چگونه خاطر جمع از فلک طمع دارم
درین زمانه که جمعیت از ثریا رفت ۲
بدامن آمد و آسود بیقراری اشک
دگر چه شور کند سیل چون بدریا رفت ۳
متاع اشک اگرچه بخاک یکسان شد
بیاد قامت او کار ناله بالا رفت ۴
ز تیرگی که دگر پیش پا تواند دید
چو آفتاب ازین خانه دست بالا رفت ۵
دو بال طایر رعشه است هر دو پنجه من
ز کف چو لنگر رطل گران صهبا رفت ۶
ز یمن اشکم معمور شد بیابان ها
ز سیل گریه من شهرها بصحرا رفت ۷
کسی ثبات قدم در محبت دارد
که همچو سایه ات از جلوه تو بالا رفت ۸
بچرخ قاصد آهی روانه ساز کلیم
اگر علاج تو از خاطر مسیحا رفت ۹
حدیث شوخی و بیباکیش بهر جا رفت ۱
چگونه خاطر جمع از فلک طمع دارم
درین زمانه که جمعیت از ثریا رفت ۲
بدامن آمد و آسود بیقراری اشک
دگر چه شور کند سیل چون بدریا رفت ۳
متاع اشک اگرچه بخاک یکسان شد
بیاد قامت او کار ناله بالا رفت ۴
ز تیرگی که دگر پیش پا تواند دید
چو آفتاب ازین خانه دست بالا رفت ۵
دو بال طایر رعشه است هر دو پنجه من
ز کف چو لنگر رطل گران صهبا رفت ۶
ز یمن اشکم معمور شد بیابان ها
ز سیل گریه من شهرها بصحرا رفت ۷
کسی ثبات قدم در محبت دارد
که همچو سایه ات از جلوه تو بالا رفت ۸
بچرخ قاصد آهی روانه ساز کلیم
اگر علاج تو از خاطر مسیحا رفت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۶ - تا بنام من زبان خامه ات گردیده است
گوهر بعدی:غزل ۱۲۸ - هیچگه جوش سرشک از مژه ما کم نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.