هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مضامینی مانند عشق، رنج، امید، و تقدیر سخن میگوید. شاعر از ناپایداری زندگی، دردهای عاطفی، و امید به آینده مینویسد و از عناصری مانند شمع، اشک، و کاروان برای بیان احساساتش استفاده میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'مایل خونریزی' و 'سر بریده' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
غزل ۱۳۱ - اگر ز هستی ما نام بینشانی هست
اگر ز هستی ما نام بینشانی هست
در آشیان هما مشت استخوانی هست ۱
جمال اختر بختم نمی شود زایل
چو شمع دایم در طالعم زیانی هست ۲
تو بیزبانی ما را حریف حرف نئی
بداد ما برس ایشوخ تا زبانی هست ۳
تهی ز لخت جگر نیست اشک ماهرگز
همیشه قافله را میر کاروانی هست ۴
کسیکه مایل خونریزی است می فهمم
میانه دل و مژگان او نشانی هست ۵
رود به سیر چمن برق بیشتر زسحاب
مگر بشاخ گلی از من آشیانی هست ۶
سجود خاک درت با سر بریده خوشست
که هیچ باک نباشد چو پاسبانی هست ۷
کلیم دل بهمین قرب بیوصال منه
چه شد که در پس دیوار گلستانی هست ۸
در آشیان هما مشت استخوانی هست ۱
جمال اختر بختم نمی شود زایل
چو شمع دایم در طالعم زیانی هست ۲
تو بیزبانی ما را حریف حرف نئی
بداد ما برس ایشوخ تا زبانی هست ۳
تهی ز لخت جگر نیست اشک ماهرگز
همیشه قافله را میر کاروانی هست ۴
کسیکه مایل خونریزی است می فهمم
میانه دل و مژگان او نشانی هست ۵
رود به سیر چمن برق بیشتر زسحاب
مگر بشاخ گلی از من آشیانی هست ۶
سجود خاک درت با سر بریده خوشست
که هیچ باک نباشد چو پاسبانی هست ۷
کلیم دل بهمین قرب بیوصال منه
چه شد که در پس دیوار گلستانی هست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۰ - شمیم خلد، گدای دیار کشمیرست
گوهر بعدی:غزل ۱۳۲ - هنوز طره او تا کمر نیامده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.