هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد و رنج عاشقانه، ناامیدی و اندوه عمیق سخن میگوید. شاعر از جگرخونی، اشکهای سوزان و عشقی ناکام مینالد. همچنین، اشاراتی به خطرات بیان حقایق و تلاش برای حفظ عزت نفس در شرایط سخت دارد. تصاویری مانند نخل آه، شاهباز بیبال و پر و شمع سحر، نمادهای شاعرانهای هستند که بر عمق احساسات و مفاهیم متن تأکید میکنند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن به بلوغ فکری و تجربههای عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات و نمادها ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۱۳۷ - باغ و راغ من خونین جگرست
باغ و راغ من خونین جگرست
نفسی کز دل من تنگ ترست ۱
ز آنچه آن سرو بخود می پیچد
پیچش طره و تاب کمرست ۲
بیزبان باش، نبینی که قلم
با زبانست و سرش در خطرست ۳
آب از اشک جگرسوزی خورد
نخل آهم که سراسر ثمرست ۴
همت عالی ما هست تهی
شاهبازیست که بی بال و پرست ۵
برنگردیده بچشمم تا رفت
خواب با اشک مگر هم سفرست ۶
نکهت گوهر دلها سفته
مژه حکاک عقیق جگرست ۷
بیم سر باشد اگر در ره عشق
چون سرت پای شود بیخطرست ۸
آستین هر که بدستش افتاد
در پی کشتن شمع سحرست ۹
اختر طالع وارون کلیم
نظر تربیتش از شررست ۱۰
نفسی کز دل من تنگ ترست ۱
ز آنچه آن سرو بخود می پیچد
پیچش طره و تاب کمرست ۲
بیزبان باش، نبینی که قلم
با زبانست و سرش در خطرست ۳
آب از اشک جگرسوزی خورد
نخل آهم که سراسر ثمرست ۴
همت عالی ما هست تهی
شاهبازیست که بی بال و پرست ۵
برنگردیده بچشمم تا رفت
خواب با اشک مگر هم سفرست ۶
نکهت گوهر دلها سفته
مژه حکاک عقیق جگرست ۷
بیم سر باشد اگر در ره عشق
چون سرت پای شود بیخطرست ۸
آستین هر که بدستش افتاد
در پی کشتن شمع سحرست ۹
اختر طالع وارون کلیم
نظر تربیتش از شررست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۶ - چو ساخت چشم تو کارم، نهفته دیدن چیست
گوهر بعدی:غزل ۱۳۸ - نام ترا شنیدن، چون آرزوی جانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.