هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت و ناامیدی شاعر نسبت به شرایط سخت زندگی و نبود امید و شادی در محیط اطرافش سخن میگوید. او از بیتوجهی دیگران به رنجهایش گلایه دارد و احساس تنهایی و بیپناهی میکند. همچنین، شاعر به ناامیدی از وصلت و عشق اشاره میکند و از این که در محیطی زندگی میکند که حتی طبیعت نیز خشک و بیروح است، ابراز تأسف میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، احساسات غمگینانه و ناامیدی بیانشده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
غزل ۱۴۵ - آن بلبلم که عقده دل دانه منست
آن بلبلم که عقده دل دانه منست
آبی که هست در قفسم آب آهنست ۱
طالع نگر که کشت امیدم ز آب سوخت
در کشوری که برق هوادار خرمنست ۲
او را ز حال دیده حیران چه آگهی
کی آفتاب را خبر از چشم روزنست ۳
در گلشن امید نچیدم اگر گلی
از وصل خار صد گل جا کم بدامنست ۴
گفتی چه سود، کاتش شوقت بما چه کرد
احوال خانه سوخته بر خلق روشنست ۵
هر کس مرا شناخت زهمراهیم رمید
نشناخته است سایه هنوزم که با منست ۶
در چار موسمش نبود رنگ و بو کلیم
این عالم فسرده که نزد تو گلشنست ۷
آبی که هست در قفسم آب آهنست ۱
طالع نگر که کشت امیدم ز آب سوخت
در کشوری که برق هوادار خرمنست ۲
او را ز حال دیده حیران چه آگهی
کی آفتاب را خبر از چشم روزنست ۳
در گلشن امید نچیدم اگر گلی
از وصل خار صد گل جا کم بدامنست ۴
گفتی چه سود، کاتش شوقت بما چه کرد
احوال خانه سوخته بر خلق روشنست ۵
هر کس مرا شناخت زهمراهیم رمید
نشناخته است سایه هنوزم که با منست ۶
در چار موسمش نبود رنگ و بو کلیم
این عالم فسرده که نزد تو گلشنست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۴ - دیده چشم می پرستی دیده است
گوهر بعدی:غزل ۱۴۶ - حسن اگر در پرده باشد عشق ازو دیوانه نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.