هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعات پیری، ضعف، ناامیدی و فقر میپردازد. شاعر از گذر زمان و از دست دادن تواناییهای جوانی شکایت دارد و به شرایط سخت زندگی خود اشاره میکند. او از ناتوانی در رسیدن به آرزوها و تحقیر شدن توسط دیگران مینالد و در نهایت، غم و اندوه را جایگزین غذا میکند.
رده سنی:
18+
متن دارای مضامین عمیق و غمگینانه است که درک آن برای نوجوانان ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند یأس و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۱۵۲ - این سطرهای چین که ز پیری بروی ماست
این سطرهای چین که ز پیری بروی ماست
هر یک جدا جدا خط معزولی قواست ۱
دل در جوانی از پی صد کام می دود
پیری که هست موسم آرام کم بهاست ۲
چشم دگر ز عینک گیرم بعاریت
اکنون که وقت بستن دیده ز ماسواست ۳
ضعفم بجا گذاشته از خرمن وجود
کاهی که در برابر صد کوه غم بجاست ۴
سامان ساز و برگ سراپا کجا بود
در کلبه ام که موجه سیلاب بوریاست ۵
کی می دهد رهم بر آن پادشاه حسن
این بخت دون که پست تر از همت گداست ۶
دستی که وانشد ز قناعت بنزد خلق
انگشت او بیمن به از شهپر هماست ۷
خون حیا بگردن اهل طلب بود
قتل گدا بقصد قصاص حیا رواست ۸
غم می خورم بجای غذا چون کنم کلیم
اینست آن غذا که نه محتاج اشتهاست ۹
هر یک جدا جدا خط معزولی قواست ۱
دل در جوانی از پی صد کام می دود
پیری که هست موسم آرام کم بهاست ۲
چشم دگر ز عینک گیرم بعاریت
اکنون که وقت بستن دیده ز ماسواست ۳
ضعفم بجا گذاشته از خرمن وجود
کاهی که در برابر صد کوه غم بجاست ۴
سامان ساز و برگ سراپا کجا بود
در کلبه ام که موجه سیلاب بوریاست ۵
کی می دهد رهم بر آن پادشاه حسن
این بخت دون که پست تر از همت گداست ۶
دستی که وانشد ز قناعت بنزد خلق
انگشت او بیمن به از شهپر هماست ۷
خون حیا بگردن اهل طلب بود
قتل گدا بقصد قصاص حیا رواست ۸
غم می خورم بجای غذا چون کنم کلیم
اینست آن غذا که نه محتاج اشتهاست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۱ - براه عشق تو جز اشک و آه با من نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۵۳ - سیل در اقلیم ما پیرایه بند خانه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.