هوش مصنوعی:
این شعر از کلیم کاشانی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره زندگی، عشق، رنجهای دنیوی و ناامیدیهاست. او از مفاهیمی مانند ویرانی، غم، دیوانگی، عشق و امید صحبت میکند و با استفاده از استعارههای زیبا، وضعیت روحی خود و شرایط زندگی را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و رنج نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارند.
غزل ۱۵۳ - سیل در اقلیم ما پیرایه بند خانه است
سیل در اقلیم ما پیرایه بند خانه است
رخنه مانند قفس آرایش کاشانه است ۱
کام دنیا را برای اهل دنیا واگذار
جغد را ارزانی آن گنجی که در ویرانه است ۲
بر در و بالم دلم غم بر سر هم ریخته است
میهمان در خانه ام دایم زیاد از خانه است ۳
قابل چندین شکایت نیست وضع روزگار
آنچه دارد تلخ و شیرین جمله یک پیمانه است ۴
صرفه را دیوانه ها دارند در امر معاش
بوریا گه فرش و گاهی جامه دیوانه است ۵
رشک بردن لازم عشقست بر هر کس که هست
هر که در بزمست بار خاطر پروانه است ۶
خوشه شمع است بار کشته امید ما
آب و رنگی دارد اما خوشه بیدانه است ۷
مرهم زخم جفای چند کس خواهد شدن
طره او را یکی از سینه چاکان شانه است ۸
اختیار حل و عقد زلف او دارد دلم
خانه زنجیر را دیوانه صاحبخانه است ۹
می رمم از هر که باشد آشنای من کلیم
آشنای معنی بکرم که آن بیگانه است ۱۰
رخنه مانند قفس آرایش کاشانه است ۱
کام دنیا را برای اهل دنیا واگذار
جغد را ارزانی آن گنجی که در ویرانه است ۲
بر در و بالم دلم غم بر سر هم ریخته است
میهمان در خانه ام دایم زیاد از خانه است ۳
قابل چندین شکایت نیست وضع روزگار
آنچه دارد تلخ و شیرین جمله یک پیمانه است ۴
صرفه را دیوانه ها دارند در امر معاش
بوریا گه فرش و گاهی جامه دیوانه است ۵
رشک بردن لازم عشقست بر هر کس که هست
هر که در بزمست بار خاطر پروانه است ۶
خوشه شمع است بار کشته امید ما
آب و رنگی دارد اما خوشه بیدانه است ۷
مرهم زخم جفای چند کس خواهد شدن
طره او را یکی از سینه چاکان شانه است ۸
اختیار حل و عقد زلف او دارد دلم
خانه زنجیر را دیوانه صاحبخانه است ۹
می رمم از هر که باشد آشنای من کلیم
آشنای معنی بکرم که آن بیگانه است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۲ - این سطرهای چین که ز پیری بروی ماست
گوهر بعدی:غزل ۱۵۴ - چاره خاموشی بود هر جا سخن در شیر نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.