هوش مصنوعی:
این شعر از ناامیدی، درد عشق و رنجهای عاطفی سخن میگوید. شاعر از بیوفایی جهان، نبود مرهم برای زخمهایش، و تنهایی عمیق خود مینالد. همچنین، اشاراتی به عشق نافرجام و آرزوهای بربادرفته دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و ناامیدی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
غزل ۱۶۱ - چشم دلجوئی دلم از مردم عالم نداشت
چشم دلجوئی دلم از مردم عالم نداشت
داغ من مرهم ندید و راز من محرم نداشت ۱
بلبل این گلستان صد آشیانرا کهنه کرد
آن گل خودرو وفایش عمر یک شبنم نداشت ۲
منکه غمخوار دلم از من مپرس احوال او
عالمی غم داشت دل اما غم عالم نداشت ۳
بر سر ما تیغ بیداد تو ابر رحمتست
رحمتی زین به که زخمش حاجت مرهم نداشت ۴
از خموشی گوهر مقصود می آید بچنگ
هیچ غواصی نکرد آنکس که پاس دم نداشت ۵
در وداعش دیده طوفان خیز می بایست حیف
کز تف دل دیده ام چون چشم عینک نم نداشت ۶
بر لب لعلت خراشی دیدم و مردم زرشک
این نگین کی کنده شد نقشی خود این خاتم نداشت ۷
بسکه در خاطر خیال خال آن لب جا گرفت
کعبتین آرزویم غیر نقش کم نداشت ۸
عاقبت از دیده دست تربیت شستم کلیم
زانکه آن گوهر که من زین بحر می جستم نداشت ۹
داغ من مرهم ندید و راز من محرم نداشت ۱
بلبل این گلستان صد آشیانرا کهنه کرد
آن گل خودرو وفایش عمر یک شبنم نداشت ۲
منکه غمخوار دلم از من مپرس احوال او
عالمی غم داشت دل اما غم عالم نداشت ۳
بر سر ما تیغ بیداد تو ابر رحمتست
رحمتی زین به که زخمش حاجت مرهم نداشت ۴
از خموشی گوهر مقصود می آید بچنگ
هیچ غواصی نکرد آنکس که پاس دم نداشت ۵
در وداعش دیده طوفان خیز می بایست حیف
کز تف دل دیده ام چون چشم عینک نم نداشت ۶
بر لب لعلت خراشی دیدم و مردم زرشک
این نگین کی کنده شد نقشی خود این خاتم نداشت ۷
بسکه در خاطر خیال خال آن لب جا گرفت
کعبتین آرزویم غیر نقش کم نداشت ۸
عاقبت از دیده دست تربیت شستم کلیم
زانکه آن گوهر که من زین بحر می جستم نداشت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۰ - در کلبه ما تا بکمر موج شرابست
گوهر بعدی:غزل ۱۶۲ - آن جنگجو که هیچ ملال از جفا نداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.